مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد

یک پنجره...

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
پنجشنبه 6 بهمن 1390-01:52 بعد از ظهر

یک پنجره برای دیدن،
یک پنجره برای شنیدن،
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی،
در انتهای خود به قلب زمین میرسد.
و باز می
شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ!
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را،
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریم
سرشار می
کند،
و می
شود از آنجا
خورشید را به غربت گلهای شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست
من از دیار عروسکها می آیم؛
از زیر سایه های درختان کاغذی

در باغ یک کتاب مصور،
از فصل های خشک تجربه های عقیم دوستی و عشق
در کوچه های خاکی معصومیت

من از میان
ریشه های گیاهان گوشتخوار می آیم
و مغز من هنوز
لبریز از صدای وحشت پروانه ای است که او را
در
دفتری به سنجاقی
مصلوب کرده بودند.
وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
 و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند.
وقتی که چشم های کودکانه عشق مرا
با دستمال تیره قانون می بستند،
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید
یک پنجره برای من کافیست،
یک پنجره به لحظه ی آگاهی و نگاه و سکوت،
اکنون نهال گردو
آن قدر  قد کشیده که دیوار را
برای برگهای جوانش
معنی کند
از آینه بپرس
نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو می لرزد
تنها تر از تو نیست؟
همیشه خوابها،
از ارتفاع ساده لوحی خود پرت میشوند و می میرند.
من شبدر چهار پری را می بویم،
که روی گور مفاهیم کهنه روییده ست.
آیا زنی که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد جوانی من بود؟
آیا دوباره من از پله های کنجکاوی خود بالا خواهم رفت،
تا به خدای خوب که در پشت بام خانه قدم می
زند سلام بگویم؟
!
حس می
کنم که وقت گذشته ست؛
حس می
کنم که لحظه سهم من از برگهای تاریخ است،
حس می
کنم که میز فاصله ی کاذبی است در میان گیسوان من و دستهای این غریبه ی غمگین،
حرفی به من بزن.
من در پناه پنجره ام،
با آفتاب رابطه دارم.

                                                                

                                                                فروغ فرخزاد



برنامه ی پاتو...

نوشته شده توسط :سوران امین زاده
چهارشنبه 5 بهمن 1390-09:17 بعد از ظهر

سلام

متاسفانه مسئول تالار با تقسیم بچه ها به 3 گروه مخالفت کردن , بنابراین کلاس های review با 2 گروه از روز شنبه تا سه شنبه برگزار خواهد شد:

گروه اول :از شماره دانشجویی 4001 تا 4064

گروه دوم:شماره دانشچویی 4065 تا آخر + دانشجویان مهمان

از روز شنبه کلاس ها شروع میشه : گروه اول ساعت 30/9-8 و گروه دوم ساعت 11-30/9

1-برای روزهای بعد جای گروه ها بطور متناوب عوض میشه.

2-جون هر کی که دوست دارید توی گروه های خودتون تشریف بیارید.

3-کنسل شدن امتحان قلب گروه های H & J هیچ ربطی به من نداره ، از گروه تماس گرفتن و این خبر بد رو دادند!

4-تاریخ امتحان پاتولوژی عملی:12 بهمن...از ساعت 8 صبح

موفق باشید.



ما!

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
سه شنبه 4 بهمن 1390-07:30 بعد از ظهر

حیف است که این پنجره ها بسته بماند، 
فریاد پس حنجره ی بسته بماند
 

هرچند افق تیره به سان شب یلداست،
 
روشن نشود چشم، اگر بسته بماند
 

از چنبر فردیت اگر وا نرهد کس،
 
زندانی یک محبس در بسته بماند
 

"ما" خالق عرش است و خداوند و نباید،
 
در بند زمین افتد و پابسته بماند

جانی که از آن راه به خورشید نباشد،
 
تابوت روانی است که سر بسته بماند
 

اندیشه اگر فرصت پرواز نیابد
 
آیا نه، عقابی است که پر بسته بماند؟
 

افسوس که این پنجره را منظره ای نیست!

فرقی چه کند چشم اگر بسته بماند!؟

 



افق

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
دوشنبه 3 بهمن 1390-03:10 بعد از ظهر

مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن 

         نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست 

         بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن ...

تصاویر زیبا و هنری از طلوع و غروب آفتاب



با ثبات ترین اقتصاد دنیا!

نوشته شده توسط :حمیدرضا موسوی
دوشنبه 3 بهمن 1390-08:22 قبل از ظهر

سوم دی ماه 1390 : هر دلار معادل 14350 ریال و قیمت هر سکه تمام بهار آزادی 6080000 ریال
یک ماه بعد...
سوم بهمن ماه 1390 : هر دلار معادل 21000 ریال و قیمت هر سکه تمام بهار آزادی 10500000 ریال!

بدون شرح اضافی...هنوز هیچ مسئولی توضیحی در قبال این آشفته بازار اقتصاد کشور نداده , گرانی در تمام سطوح , بزودی اتفاقات فاجعه باری در اقتصاد روی میده.تمامی اجناس حداقل 25% افزایش قیمت داشته اند.دوستان عزیزی که من رو متهم به هر لقب میکردید و می گفتید من چشم به روی دست آورد های دولت خدمت گذار می بندم بیاین من رو روشن کنین دیگه! می دونین مملکت با این اوصاف به کجا می ره؟ خدا خودش کمکمون کنه.
دوستان شاید خندتون بگیره , ولی واقعا کشور رو به قحطی است...حقیقتی تلخ که حتی تئوریسین های اصول گرا مانند عسگراولادی هم به آن اشاره کرده اند...
با یک حساب ساده , فقط در مدت همین یک ماه گذشته , ارزشِ ثروت ودارایی تمام خانواده های ایرانی نصف شد...


افتخاری دیگر برای کشور

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
یکشنبه 2 بهمن 1390-10:52 بعد از ظهر

پزشك ایرانی و استاد ممتاز دانشگاه علوم پزشكی تهران، برنده جایزه 2012 "برترین محقق جهان در زمینه سرطان و بیماری‌های خونی" کمیته مطالعات بین‌المللی مرکز تحقیق بین‌المللی خون و پیوند مغز استخوان امریکا شد. 

دكتر اردشیر قوام زاده، فوق تخصص خون و سرطان و برنده این جایزه، نخستین دانشمندی است كه در ایران، پیوند سلول‌های بنیادی خون‌ساز از راه پیوند مغز استخوان و پیوند از طریق خون محیطی را به انجام رسانده است.

وی جایزه "برترین محقق جهان در زمینه سرطان و بیماری‌های خونی" کمیته مطالعات بین‌المللی مرکز تحقیق بین‌المللی خون و پیوند مغز استخوان امریکا را دوم فوریه 2012 طی گردهمایی ادواری دریافت خواهد كرد.

استاد ممتاز دانشگاه علوم پزشكی تهران، در حال حاضر رییس پژوهشكده خون سرطان و سلول‌های بنیادی خون‌ساز این دانشگاه بوده و در بیمارستان دكتر شریعتی تهران به كار مشغول است.

در این مركز هر سال 400 پیوند سلول‌های بنیادی خون‌ساز از طریق پیوند مغز استخوان و بیشتر از آن از طریق پیوند سلول‌ها از خون افراد دهنده سلول كه غالبا خویشاوندان نزدیك بیماران هستند، انجام می‌شود. این آمار مشابه مراكز پیوند مغز استخوان در كشورهای پیشرفته است.

پیوند سلول های بنیادی خون‌ساز در حال حاضر بهترین روش درمانی در سرطان‌های خون، بیماری های خونی مانند تالاسمی ماژور، بیماری های متابولیك، بیماری‌های دستگاه ایمنی، سیروز كبدی، توده‌های سرطانی مانند سرطان سینه، ریه، كبد، پروستات و تخمدان و حتی بیماری های روماتیسمی است.

میزان موفقیت درمان بیماری‌های نیازمند به پیوند در پژوهشكده خون و سرطان دانشگاه علوم پزشكی تهران در حال حاضر حدود 70 درصد و از بالاترین آمارهای دنیاست. 

دكتر قوام‌زاده، هم اكنون عضو هیات علمی و استاد گروه داخلی در بخش خون و انکولوژی بیمارستان شریعتی است و ریاست کنگره لنفوم و پیوند مغز استخوان در تهران در سال 1373، ریاست کنگره پیوند مغز استخوان در تهران سال 1379، ریاست انجمن هماتولوژی انکولوژی ایران سال 1373، ریاست کمیته بورد هماتولوژی- انکولوژی ایران سال 1370، ریاست مرکز تحقیقات خون، سرطان و پیوند مغز استخوان سال 1378 تاکنون، ریاست بیمارستان شریعتی از سال 59 تا 61، ریاست دپارتمان پزشکی از سال 59 تا 64، ریاست بخش خون و سرطان و پیوند استخوان از سال 59 تا 78، عضو انجمن بین‌المللی پیوند مغز استخوان از سال 1371، عضویت در انجمن بین‌المللی پیوند خون و مغز استخوان اروپا از سال 1370 و ریاست پژوهشکده خون سرطان و سلول‌های بنیادی خون ساز دانشگاه علوم پزشکی تهران تاکنون را برعهده داشته است.



اعتراض

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
شنبه 1 بهمن 1390-09:10 بعد از ظهر

از کامو می پرسند : تو که در جهان مسئولی را نمی شناسی و به خدا معتقد نیستی، و برای خودت طرف مقابلی قائل نیستی که اعتراضت را بشنود، پس فریاد اعتراضت، چه معنایی می تواند داشته باشد؟ وقتی معتقدی که گوشی برای شنیدن نیست، چه دلیلی هست برای اعتراض کردن و فریاد کشیدن؟ می گوید :
اعتراض نمی کنم تا مخاطبی بیابم یا مسئولی را بیدار کنم و یا سرزنش کنم، اعتراض می کنم چون نمی توانم اعتراض نکنم؛ اعتراض می کنم که اگر نکنم، نظامی را که بر انسان حاکم است، و وضع موجود را پذیرفته ام و بدان تسلیم و با آن همراه شده ام، در حالی که می خواهم نفی کننده باشم، نه تسلیم شونده و پذیرنده!
و من سخن البرت کامو را در زندگیم، بر اساس رسالت و مسولیت کوچک و حقیری که نسبت به آگاهی و شعور و اعتقادم، حس می کنم، سرمشق قرار داده ام
تا آنجایی که حلوقمم اجازه داده است فریاد کشیده ام، حرف زده ام و کاری کرده ام اگر اینهمه را نمی کردم پذیرفته بودم و تسلیم شده بودم و اینهمه اندکی آرامش می بخشد که آرامش نیز سیاه و سفید دارد...!
دلهره و اضطراب و هیجان و هراس از آن کسی است که ندارد، اما امید "داشتن" را دارد و منتظر موفقیت است؛ در پایان راهی که رفته است؛ در انتظار رسیدن به نتایجی است.
اما آنکه راه بی برگشت و بی فرجام را بر گزیده است، هرگز از هیچ عاملی شکست نمی خورد و هیچ عاملی نمی تواند او را بشکند.

دکتر علی شریعتی



سلول های بنیادی در چشم

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
جمعه 30 دی 1390-10:08 بعد از ظهر

دانشمندان موفق به کشف سلول های بنیادی در کره ی چشم شدند که این سلول ها قابلیت تبدیل شدن به سلول های چربی، مغز و انواع دیگر سلول ها را دارند و می توانند در بازتولید بافت های آسیب دیده ی بدن مورد استفاده قرار گیرند.

 

کشف سلول های بنیادی در کره ی چشم می تواند امید تازه ای برای درمان بیماری های چشم از جمله "دژنراسیون ماکولا" به عنوان شایعترین علت کوری باشد.

 

سلول های بنیادی در لایه ی چشم موسوم به "اپیتلیوم رنگدانه ای شبکیه (PRE)" کشف شدند. این لایه به ضخامت یک سلول در زیر شبکیه پنهان شده است.

 

سلول های بنیادی از بخش اپیتلیوم رنگدانه ای شبکیه از گروه سنی 22 تا 99 سال در آزمایشگاه کشت داده شدند و محققان سلول های کشت داده شده را به صورت مجزا مورد بررسی قرار دادند و مشخص شد که 10 درصد از سلول ها بالغ هستند و بقیه به صورت خفته باقی مانده اند.

 

محققان دریافتند این سلول های بنیادی قابلیت تبدیل شدن به سلول های مختلف از جمله سلول های چربی و مغز را دارا هستند.

 

سلول های بنیادی این بخش منبع با ارزشی از سلول های سیستم عصبی مرکزی هستند که قابلیت تبدیل به انواع مختلف سلول ها و کشت در آزمایشگاه را دارند.

 

در آینده محققان قادر خواهند بود با کشت سلول های بنیادی RPE در آزمایشگاه و تزریق مجدد، بسیاری از بیماری های چشم را درمان کنند.



دنبالک ها: منبع 

Tell me why

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
پنجشنبه 29 دی 1390-10:46 بعد از ظهر

In my dreams, Children sing
A song of love for every boy and girl
The sky is blue, the fields are green
And laughter is the language of the world
Then I wake and all I see is a world full of people in need

Tell me why,(why) does it have to be like this
Tell me why, (why) is there something I have missed
Tell me why, (why) cause I don't understand
When so many need somebody
We don't give a helping hand
Tell me why

Every day, I ask myself
what will I have to do to be a man
Do I have, to stand and fight
To prove to everybody who I am
Is that what my life is for?
To waste in a world full of war

Tell me why, (why) does it have to be like this
Tell me why, (why) is there something I have missed
Tell me why,(why) cause I don't understand
When so many need somebody
We don't give a helping hand

 


Tell me why (Tell me why)
Tell me why (Tell me why)
Tell me why (Tell me why)
Just tell me why (why, why, why)


ادامه مطلب

مانیفست غیر اخلاقی

نوشته شده توسط :ارغوان جعفری
چهارشنبه 28 دی 1390-10:08 بعد از ظهر

یکی چند روز پیش گفت یکی از همشهری هام اینجا سراغم رو گرفته.واسه همین اومدم به وبلاگ سر بزنم.الانم دارم با اعمال شاقه پست میذارم.

والا از پست گذاشتن میترسم.

از تهمت شنیدن حالم به هم میخوره.

حوصله توهین و کل کل رو هم ندارم.

پند و اندرز اخلاقی هم ندارم.

به قول یکی از بچه ها بال هایت را به سوی خدا بگشای هم بلد نیستم.(جسارت نشه)

آدم خوبی هم نیستم.ادعایی هم ندارم.مثل بقیه یه آدمی ام که یک کم فضوله یکم کم حسوده هر از گاهی غیبت میکنه دور از جون شما دروغ هم میگه عصبانی هم میشه.

خلاصه بچه پیغمبر نیست.

خیلی وقته هم دل و دماغ هیچ کاری رو نداره.چون دلار 1700 تومنه(تقریبی).سکه 700000تومنه(بازم تقریبی) و...

یاد گرفته چشماشو به آسمون ندوزه چون در بهترین شرایط ازش بارون میباره.

کلاهشو بکشه پایین و یقه اشو بالا و handsfreeاشو بذاره تو گوشش ...خلاصه سرش تو کاره خودش باشه.این طوری دنیا جای قابل تحمل تری میشه

(اون همشهری که نظر گذاشتن خواهشا دیگه این کارو نکنید من اینجا مجبورم خودم  رو واسه هزار نفر توجیه کنم.از طریق آموزشگاه هدایت پیداتون میکنم و تماس می گیرم)



تقسیم بندی سمیوی جراحی

نوشته شده توسط :سوران امین زاده
چهارشنبه 28 دی 1390-08:39 بعد از ظهر

       
       
 گروه  تاریخ  استاد  بیمارستان
 A  12/11 & 13/11 دکتر مصدقی  امام رضا
 B  12/11 & 13/11    سینا
 C  8/11 & 9/11  دکتر آزوغ  امام رضا
 D  5/11 & 6/11   سینا
 E  19/11 & 20/11 دکترفخری  امام رضا
 F  1/11 & 3/11   سینا
 G  17/11 & 18/11  دکتر هاشم زاده  امام رضا
 H  15/11 & 16/11   سینا
 I  19/11 & 20/11   سینا
 J  10/11 & 11/11 دکتر کاکایی  امام رضا


خبری شگفت انگیز از جهان پزشکی

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
سه شنبه 27 دی 1390-11:43 بعد از ظهر

یک مرد جوان روس که قرار بود با تشخیص سرطان ریه تحت عمل جراحی قرار بگیرد، پزشکان را شگفت زده کرد.

 

آرتیوم سیدورکین 28 ساله که در جمهوری اودمورتیا در حوالی مرکز روسیه زندگی می کند، از مدتها پیش احساس درد در سینه داشت و به تدریج سرفه های خلط دار خونی هم پیدا کرده بود. بعد از انجام رادیو گرافی، پزشکان مرکز انکولوژی تقریبا مطمئن بودند که آرتیوم مبتلا به نوعی از سرطان در حال رشد است و بهتر است هرچه زودتر تحت عمل جراحی قرار گیرد. در حالیکه آنچه که در حال رشد بوده یک جوانه درخت صنوبر بوده است.

تصویر رادیوگرافی از ریه آرتیوم که شبیه یک بافت سرطانی به نظر می رسد:

 

هنگام عمل جراحی، تیم پزشکی تصمیم گرفتند ابتدا برش کوچکی در ناحیه ایجاد کرده و بیوپسی بافت مشکوک را برای بررسی نوع عارضه به آزمایشگاه بفرستند، بعد از انجام برش بود که پزشکان با صحنه عجیبی روبرو شدند.

جوانه صنوبر در میان بافت ریه!

دکتر ولادیمیر کاماشف معاون بیمارستان اودمورتیا و سرپرست تیم جراحی، میگوید:"ناگهان احساس کردم دچار توهم شده ام!" او سپس ادامه می دهد:"من به دستیارم گفتم بیا و یک نگاهی به اینجا بینداز، انگار ما اینجا یک درخت صنوبر داریم!" دستیار وی بعدا اقرار می کند که در آن لحظه فکر کرده است، دکتر تحت تاثیر فشار کاری دیوانه شده است!

طول شاخه صنوبر حدود 5 سانتی متر بود. احتمالا دانه آن در اثر تنفس داخل ریه آرتیوم شده و بدن آرتیوم نتوانسته آن را دفع یا جذب کند و صنوبر با استفاده از محیط گرم و مرطوب ریه آرتیوم رشد کرده و به تدریج سبب بروز علائم درد و خلط خونی شده است.

خود آرتیوم این موضوع را اصلا جالب نمی داند. او می گوید:"راستش را بخواهید، من اصلا در این مدت احساس نمی کردم یک جسم خارجی در بدن خود حمل می کنم یا حتی احساس نمی کردم که چیزی در حال رشد کردن است، فقط می توانم بگویم آن خیلی درد ایجاد می کرد."



تقسیم بندی سمیوی اعصاب

نوشته شده توسط :سوران امین زاده
سه شنبه 27 دی 1390-08:24 بعد از ظهر

 گروه  تاریخ  اتند  رزیدنت  بیمارستان
 A  17/11  دکتر شفعی  دکتر مشیدی  رازی
 A  18/11          "  "  "
 B  10/11  دکتر چارسویی  دکتر شریفی پور  "
 B  15/11  "  "  "
 C  16/11  دکتر سوادی  دکتر اکبری  "
 C  20/11  "  "  "
 D  19/11  دکتر نیکان فر  دکتر یزدانی  "
 D  20/11  "  "  "
 E  10/11  دکتر طالبی  دکتر مصطفایی  امام رضا
 E  11/11  "  "  "
 F  8/11  دکتر پاشاپور  دکتر پورخنجر  "
 F  17/11  "  "  "
 G  5/11  دکتر هاشمیلر  دکتر مردانی  "
 G  6/11  "  "  "
 H  5/11  دکتر آیرملو  دکتر اسدزاده  "
 H  6/11  "  "  "
 I 1/11  دکتر طاهراقدم  دکتر ریخته گر  "
 I  3/11  "  "  "
 J  12/11  دکتر یزدچی  دکتر قاسمی  "
 J  13/11  "  "

 "

 

نکته:توی برنامه ای که آموزش اریه داده ، سمیوی اعصاب باید 4 جلسه می بود اما گروه اون رو به 2 جلسه تقلیل داده. برنامه ی سمیوی جراحی هم متعاقبا اعلام خواهد شد.



افتخارِ ملی

نوشته شده توسط :حمیدرضا موسوی
دوشنبه 26 دی 1390-06:32 بعد از ظهر

فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی در شصت و نهمین دوره جوایز سالانه گلدن گلوب جایزه بهترین فیلم خارجی‌زبان را دریافت کرد.
جوایز گلدن گلوب را انجمن مطبوعات خارجی هالیوود اعطاء می‌کند. گلدن گلوب پس از اسکار مهمترین جایزه سینمایی در دنیاست.
اصغر فرهادی به همراه پیمان معادی روی سن حاضر شد و پس از دریافت جایزه از دستان مَدونا , ستاره ی موسیقی دنیا , گفت: «وقتی به اینجا می‌آمدم داشتم فکر می‌کردم چه بگویم. خواستم از پدر و مادرم تشکر کنم، از همسر مهربانم، از فرزندانم، اما اینجا می‌خواهم از مردمم حرف بزنم. آن‌ها مردمی دوستدار صلح هستند.»

خلاصه ی جوایز جدایی نادر از سیمین :
‎1.بهترین فیلمنامه آسیا پاسفیک.
2. پنج سیمرغ از جمله فیلمنامه و کارگردانی فجر.
3. خرس طلا و دو خرس نقره جشنواره برلین.
4. بهترین فیلم جشنواره سیدنی.
5. بهترین فیلم جشنواره سن پترزبورگ.
  6.بهترین فیلم جشنواره ارمنستان.
7. بهترین فیلم جشنواره پولای کرواسی.
8. بهترین فیلم جشنواره دوربان آفریقای جنوبی.
9. فیلم منتخب تماشاگران جشنواره آمستردام.
10. فیلم منتخب تماشاگران جشنواره ملبورن.
11. بهترین فیلم جشنواره بین المللی لایپزیگ آلمان.
12. جایزه ی نگاهی دیگر جشنواره ی سن‌سباستین.
13. برندۀ جوایز بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه جشنوارۀ آمازوناس.
14. جایزه بهترین فیلم از نظر بی بی سی.
15. بهترین فیلم آسیا پاسفیک.
16. بهترین فیلم خارجی 2011 جهان از نظر انجمن منتقدان نیویورک.
17. دومین فیلم برگزیده و بهترین فیلم خارجی 2011 جهان از نظر هیئت ملی نقد امریکا.
18. بهترین فیلم خارجی جشنواره فیلم مستقل بریتانیا.
19. بهترین کارگردان جشنواره بین المللی فیلم هند.
20.بهترین فیلمنامه و دومین فیلم برگریزه 2011 انجمن منتقدان لس آنجلس.
21. دومین فیلم و دومین فیلم برتر سال 2011 از نظر 95 منتقد نشریه ویلیج وویس.
22. بهترین فیلم خارجی زبان 2011 از نظر منتقدین دوبلین.
23. بهترین فیلم خارجی 2011 از نظر انجمن منتقدان فیلم دالاس-فورت وورث تگزاس.
24. سومین فیلم و بهترین فیلنامه سال 2011 از نظر منتقدان ایندی وایر.
25.بهترین فیلم خارجی‌ زبان هفدهمین دوره جوایز سالانه انتخاب منتقدان فیلم آمریکا.
26.برنده جایزه گلدن گلاب برای بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان سال 2012
و بـــــــــــــــــــزودی اسکــــــــــار

خانه سینمای ما را ویران کردند و آن را خانه فساد نامیدند و زنان سینما را فاحشه خواندند...ولی تمام سینما های دنیا خانه سینمای ایران شد! و رو سیاهیش برای باقی افراد ماند.ممنون اصغر فرهادی عزیز که مردم ایران رو از یاد نبردی و فریاد صلح طلبی ایرانیان رو به گوش جهان رسوندی , پیامی که نمی گذارند از مرز ها رد شود...





مترسک

نوشته شده توسط :حسن اسمعیل نژاد
دوشنبه 26 دی 1390-04:48 بعد از ظهر

 

یک بار به مترسکی گفتم: "لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده‌ای؟"

 

گفت: "لذت ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی‌شوم."

 

دمی اندیشیدم و گفتم: "درست است؛ چون ‌که من هم مزه ی این لذت را چشیده‌ام."

 

گفت: "فقط کسانی که تن‌شان از کاه پر شده باشد این لذت را می‌شناسند!"

 

 آنگاه من از پیشِ او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من!

 

 یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد!

 

 هنگامی که باز از کنارِ او می‌گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیرِ کلاهش لانه می‌سازند



Beauty of a Sin

نوشته شده توسط :پریزاد ورقایی
یکشنبه 25 دی 1390-10:58 بعد از ظهر

از قشنگی های گناه کردن و اشتباه  است
که دیگر به گناه کردگان با چشم بد بودن و "اخ" بودن نگاه نمی کنی
(البته اگر با خود رو راست باشی)
زنده باد همه آنان که صاف و ساده و صادقانه, گناه و اشتباه می کنند
و صاف و ساده و صادقانه, گناه و اشتباه دیگران را قبول




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


free counters
Tehran





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox