تبلیغات
سلام
بچه ها انتخاب واحد اکسترنی حدود یک هفته است که شروع شده ولی متاسفانه بعضی از بچه ها هنوز اقدام نکردن , لطفا در اولین فرصت برای انتخاب واحد اکسترنی پیش خانم ایمانی برید.
اولا این که من هر 70 سال یک بارپست میذارم.
4شنبه یه بچه رو آورده بودن که از گردنش عکس بگیرن.9 ساله بود و خیلی ریز اندام و عینکی با موهای از ته تراشیده و لباسا و کفش های رنگ رو رفته.گردنش باد کرده بود واز فرط درد گردنشو کج کرده بود و همون جوری کج نگهش داشته بود.
مهره های گردنش سالم بود ولی درخواست MRI شد تا ببینن تاندون هاش آسیب دیدن یا نه .
با حجم ترکی که من متوجه می شم فهمیدم تو مدرسه یا ناظم یا از هم مدرسه ای ها نشستن رو گردنش .
درست خوندین نشستن رو گردنش . من نمی دونم الان چه دورانیه ، اینجا چه جور جاییه، و مردم ما چه کسی رو الگوی اخلاقی شون قرار می دن.
فقط می دونم یه بچه ی 9 ساله ی نحیف رو دیدم و یه پدر نگران و درمانده . و هیچی بدتر از دیدن نگرانی و درماندگی پدر و مادر و یه بچه ی وحشت زده نیست .
نمی دونم بچگی هاتون قلدری کردین یا نه ؟ واسه هم خط و نشون کشیدین یا نه ؟ هم دیگرو تهدید کردین یا نه ؟ فقط می دونم خشونت چهره خیلی زشتی داره . شاید زشت تر از فقر . خیلی بده که یه جامعه انسانی ارزش های اخلاقی از یادش بره . یادش بره که یه دلیلی داره که انسان آفریده شده و مثل غیر انسان رفتار کنه.میدونم همه دعا میکنید که ظلم و خشونت از بین بره.بیاین این دفعه علاوه بر دعا تلاش کنیم.تلاش کنیم که این اتفاقات یه روز خاطره بشن.خاطره هایی که بهمون یاد دادن که درنده خویی وخشونت مال نوع بشر نیست .
به امید اون روزا
در واپسین روزهای زمستان، شاهد غروب ستارهای دیگر در آسمان موسیقی ایران بودیم. چراغ وجود استاد جلال ذوالفنون، نوازنده بزرگ و بیبدیل سه تار در بیستوهفتم اسفندماه سال گذشته به خاموشی گرایید.
نوای عاریتناپذیر ساز ذوالفنون به راستی غلتیدن جویبار نغمه بر حریر بود.
خدایش بیامرزاد
سلام
بچه ها برای صادر کردن اتیکت ها حتما باید عکساتونو تحویل خانم ایمانی بدین ، اگه میخواید اتیکتاتون سریعتر صادر بشه هر چه زودتر اینکارو بکنید.
ولید بن طلال شاهزاده مسلمان سعودی در هواپیمای شخصی خود که 70 درصد آن از طلاست

کودک قحطی زده سومالی

تفاوت را احساس کنید!
بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن اولین سین سفره ما سیبی سرخ است که مادر آن را از شاخه های دورِ آفرینش چیده است، آن روز که از بهشت بیرون می آمد. ما آن را در سفره می گذاریم تا به یاد بیاوریم که جهان با سیبی سرخ شروع شد؛ همرنگ عشق. عرفان نظرآهاری نوروزتان خجسته باد.
مادر سکه هایی را در ظرف می چیند، سکه هایی از عهد سلیمان را، سکه هایی که به نام خدا ضرب خورده است و می گوید: باشد که به یاد آوریم که تنها خدا پادشاه جهان است و تنها نام اوست که هرگز از سکه نمی افتد و تنها پیام آوران اویند که بر هستی حکومت می کنند و سکه آنان است که از ازل تا ابد، رونق بازار جهان است.
مادر به جای سنبل و به جای سوسن، گیاه سیاووشان را بر سفره می گذارد، که از خون سیاوش روییده است. این سومین سین هفت سین ماست. تا به یادآوریم که باید پاک بود و دلیر و از آتش گذشت. و بدانیم که پاکان و عاشقان را پروای آتش نیست.
و سین چهارممان، سرود سروش است تا از سبزپوشان آسمان یادی کنیم و یاری بخواهیم که جهان اگر سبز است، از سبزی آنان است و هر سبزه که هر جا می روید از ردّّّّّ پای فرشته ای است که پا بر خاک نهاده است.
مادر، تنگ بلور را از آب جیحون پر می کند و ماهی، بی تاب می شود. زیرا که ماهیان بوی جوی مولیان را می شناسند. و ما دعا می کنیم که آن ماهی از جوی مولیان تا دریای بیکران عشق را یکریز شنا کند.
مادر، پری از سیمرغ بر سفره می گذارد تا به یادمان بیاورد که سفری هست و سیمرغی و کوه قافی و ما همه مرغانیم در پی هدهد. باشد که پست و بلند این سفر را تاب بیاوریم که هر پرنده سزاوارسیمرغ است. مادرم، شاخه ای سرو بر سفره می نشاند که نشان سربلندی است و می گوید: تعلق بار است، خموده و خمیده تان می کند. و بی تعلقی سرافرازی. و سرو این چنین است، بی تعلق و سرفراز و آزاد. باشد که در خاک جهان سرو آزاد باشیم.
سین هفتم هفت سین مان، سرمه ای است از خاک وطن که مادر آن را توتیای چشمش کرده است. ما نیز آن را بر چشم می کشیم و از توتیای این خاک است که بینا می شویم و چشم مان روشن.
مادر آب می آورد و آیینه و قرآن، و سپند را در آتشدان می ریزد و گرداگرد این سرزمین می چرخاند، سپندی برای دفع چشم زخم آنکه شور و شادی و شکوه این سرزمین را نتواند دید.
پس از اینکه آخرالزمان تاریخ برسد . یعنی پس از اینکه همه سنگ ها خوب وا کنده شد . یک دوره ی سعادت بشری فرا می رسد، این دنیای پرهیاهو ، شبیه بازار مسگرها، پر از تنش و تشنج میان شرق و غرب ، با این همه بمب های جور واجور نمی تواند ادامه پیدا کند و حتما دنیای روشن و پر امید ، انتظار بشر را می کشد.
مرحوم دکتر سیمین دانشور
سیمین دانشور بانوی داستان نویسی ایران به آرامگاه ابدی سفر کرد.
در تازه ترین رده بنده برترین بیمارستانهای دانشگاههای جهان دانشگاه تبریز مقام 33 را کسب کرد!!
(از بین 16342 بیمارستان دانشگاه) 
اول این سایت نوشته شده:
The Cybermetrics Lab is publishing this Webometrics Ranking of World
Hospitals from a purely academic point of
view and as such it should be
used. The Web indicators applied does NOT measure at all the quality of
patient's treatment and health care offered
by the hospitals included.
(یعنی از نظر آکادمیک، نه از نظر تجهیزات و امکانات و ...)
هم ذوق کردم، هم تعجب هم ...!
لینک سایت:
http://hospitals.webometrics.info/top2000.asp
آدم های ساده را دوست دارم
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند
همان ها که برای همه لبخند دارند
آدم های ساده را دوست دارم
بوی ناب آدم می دهند.
شریعتی
لبهایتان پر خنده
مهرداد اصغری دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تبریز به عنوان دانشجوی نمونه
کشوری انتخاب شد و از رئیس جمهور لوح تقدیر و جایزه ویژه دریافت کرد.
به گزارش ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی)، نصر نیوز، پایگاه
اطلاع رسانی ریاست جمهوری و وب دا مركز تبریز (روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تبریز) در مراسمی که با حضور رئیس جمهور، وزیر علوم، تحقیقات
و فناوری، قائم مقام وزیر بهداشت، رئیس سازمان امور دانشجویان، رئیس سازمان سنجش کشور و روسای
دانشگاههای
علوم پزشکی کشور در
نهاد ریاست جمهوری برگزار شد، مهرداد اصغری که آبان ماه 1390 به عنوان دانشجوی نمونه دانشگاه انتخاب شده بود و مدارک وی
جهت داوری برای انتخاب دانشجوی نمونه کشوری به وزارت بهداشت و نهاد ریاست جمهوری ارسال شده بود، توانست با
افتخار
آفرینی برای دانشگاه
علوم پزشکی تبریز به عنوان دانشجوی نمونه کشوری انتخاب شود و روز چهارشنبه 3 اسفندماه 1390 از رئیس جمهور لوح تقدیر، تسهیلات ادامه
تحصیل،
جوایز ویژه نقدی و حج
عمره برای خود و همراه شان را دریافت کند.
http://irna.ir/NewsShow.aspx?NID=80007292
http://news.tbzmed.ac.ir/detail_news.aspx?id=1715
http://nasrnews.ir/show.php?ID=8555
نمی دونم به بخش لینک ها توجه می کنید یا نه، خیلی وقته وبلاگ "یک اورولوژیست" رو لینک کردم، شاید یک سالی میشه، از وقتی با این وبلاگ آشنا شدم(اگه اشتباه نکنم یکی از دوستان بهم معرفی کرده بودش) این وبلاگ شده یکی از جاهایی که همیشه بهش سر میزنم. تجربیات تلخ و شیرین یک رزیدنت اورولوژی همراه با نگاهش به اجتماع، زندگی، هنر، ورزش، سیاست و ...
برای من که خیلی لذت بخش و جالب بوده. شما هم سر بزنید، حتما خوشتون میاد.
http://urologist.persianblog.ir/
دوست و همکلاسی عزیزمان سرکار خانم اصغری
با نهایت تاسف، درگذشت پدربزرگ و مادربزرگ عزیزتان را خدمت حضرتعالی و خانواده ی عزیزتان تسلیت عرض نموده و برای ایشان از درگاه الهی طلب مغفرت و آمرزش داریم. ما را در غم خود شریک بدانید. روحشان شاد.
کسی باید بپرسد: "به کجا چنین شتابان؟"
پرسیدم، پاسخ آمد: "از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاریست".
گفتم: تهی بودن را دوست ندارم،هرگز دوست نداشته ام. چگونه لبریزش کنم از سرشار...چگونه لبریزش کنم که زیبا شود؟
گفت: انسان باش ، مهربان باش ، عاشق باش ، خوب باش.
گفتم: دشوار می شود گاهی در تنگنای زندگی!
گفت: خدا را ببین که چه مهربانانه همیشه با توست... او را ببین که چه زیبا در لحظه هایت جاریست.
انسان خدا نمی شود هرگز ولی خداسان باش!
او با تو و در تو خواهد بود برای همیشه.
فیزیوپات هم به فرجام رسید! چه قدر زودگذشت، گویی همین دیروز بود که سر اولین کلاس درس پزشکی نشستیم.
چه قدر زود رسید این حس ....کمی از باورم دور است ... حس ترش و شیرین جدی شدن...
ورود به اکسترنی مبارک.
لحظه هایتان سرشار
خداوند نگهدار دلهایتان باد.