تبلیغات
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87 - کنسرت محمد معتمدی در تبریز
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسن زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87
مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد




مهرنیوز:

کنسرت گروه ادیب به سرپرستی و خوانندگی محمد معتمدی در روزهای 27 و 28 بهمن ماه در سالن پتروشیمی تبریز برگزار می شود.

محمد معتمدی با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: خوشبختانه با همراهی برخی از دوستان، اخیرا گروه ادیب را تشکیل داده و قصد داریم از این پس با توجه ویژه به موسیقی اصیل و سنتی اجراهایی را داشته باشیم و اولین برنامه ما نیز در شهر تبریز برگزار می شود.

وی با بیان اینکه رویکرد بیشتر گروه های سنتی به سمت نوآوری در زمینه موسیقی سنتی است افزود: همه گروه های موسیقی زحمت می کشند و به عقیده من رویکرد و فعالیت همه آنها نیز قابل احترام است اما ما می خواهیم به ریشه های موسیقی سنتی توجه بیشتری داشته باشیم لذا با بداهه خوانی و بداهه نوازی بر پایه موسیقی سنتی قطعات و آثاری را تقدیم مخاطبان این نوع موسیقی خواهیم کرد.

معتمدی در ادامه با اشاره به اولین اجرای گروه ادیب در تبریز گفت: در بخش نخست این برنامه بداهه خوانی و بداهه نوازی با همراهی هادی آذرپیرا نوازنده تار و احمد مستنبط نوازنده تمبک ارائه می شود و در بخش دوم گروه نوازی با ارائه آثاری از ساخته های هادی آذر پیرا خواهیم داشت.

معتمدی در پایان گفت: آلبوم گاهی سه گاهی که مجموعه ای از ساخته های پویا سرایی با آواز او است به زودی و قبل از فرا رسیدن سال نو منتشر می شود.

هوشمند عبادی نوازنده نی،محمدباقر زینالی ،عود، احمد مستنبط، تمبک وهادی آذرپیرا تار، ازاعضای گروه ادیب هستند.

مطلب مرتبط جهت یادآوری صدای محمد معتمدی : http://tbzmed87.mihanblog.com/post/890





نوع مطلب : هنری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 بهمن 1390 :: نویسنده : امیر حسن زاده
نظرات ()
جمعه 5 اسفند 1390 10:20 قبل از ظهر
زمانهای قدیم وقتی هنوز راه بشر به زمین باز نشده بود فضیلتها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.

ذکاوت! گفت : بیایید بازی کنیمٍ ، مثل قایم باشک

دیوانگی ! فریاد زد:آره قبوله ، من چشم میزارم

چون کسی نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند.

دیوانگی چشم هایش رابست و شروع به شمردن کرد!!

یک..... دو.....سه ...

همه به دنبال جایی بودند تا قایم بشوند

نظافت خودش را به شاخ ماه آویزان کرد.

خیانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.

اصالت به میان ابرها رفت و

هوس به مرکززمین به راه افتاد

دروغ که می گفت به اعماق کویر خواهد رفت ، به اعماق دریا رفت !

طمع داخل یک سیب سرخ قرار گرفت.

حسادت هم رفت داخل یک چاه عمیق .

آرام آرام همه قایم شده بودند و

دیوانگی همچنان می شمرد:هفتادوسه،...... هفتادو چهار

اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.

تعجبی هم ندارد قایم کردن عشق خیلی سخت است.

دیوانگی داشت به عدد 100 نزدیک می شد

که عشق رفت وسط یک دسته گل رز و آرام نشست

دیوانگی فریاد زد، دارم میام، دارم میام

همان اول کار تنبلی را دید. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قایم شود!د

بعدهم نظافت را یافت و خلاصه نوبت به دیگران رسیداما از عشق خبری نبود.

دیوانگی دیگر خسته شده بودکه حسادت حسودیش گرفت و آرام در گوش او گفت :عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است.

دیوانگی با هیجان زیادی یک شاخه از درخت کند و آنرا با قدرت تمام داخل گلهای رز فرو کرد .

صدای ناله ای بلند شد .

عشق از داخل شاخه ها بیرون آمد، دستها یش را جلوی صورتش گرفته بود و از بین انگشتانش خون می ریخت.

شاخه ی درخت چشمان عشق را کور کرده بود.

دیوانگی که خیلی ترسیده بود با شرمندگی گفت

حالا من چکار کنم؟ چگونه میتونم جبران کنم؟

عشق جواب داد: مهم نیست دوست من، تو دیگه نمیتونی کاری بکنی ، فقط ازت خواهش می کنم از این به بعد یارمن باش .

همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم .

واز همان روز تا همیشه عشق و دیوانگی همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند!
امیر حسن زادهمرسی، خیلی قشنگ بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.