تبلیغات
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87 - ایستگاه خدا
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسن زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87
مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد




When you feel unlovable, unworthy and unclean,
when you think that no one can heal you,
Remember, Friend,
God Can.
وقتی احساس می‌کنی قابل دوست داشتن نیستی
وقتی احساس بی لیاقتی و نا پاكی می كنی
وقتی احساس می كنی كسی نمی تواند دردهای تو را التیام ببخشد
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند

When you think that you are unforgivable
for your guilt and your shame
Remember, Friend,
God Can.
وقتی احساس می‌كنی قابل بخشش نیستی
برای شرم و گناه هایت
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند

When you think that all is hidden
and no one can see within
Remember, Friend,
God Can.
وقتی فكر می كنی همه چیز پنهان است
و هیچكس نمی تواند درون را ببیند
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند

And when you have reached the bottom
And you think that no one can hear
Remember my dear Friend
God Can.
وقتی به انتها می رسی و گمان می‌كنی
کسی نیست تا صدایت را بشنود
به یاد داشته باش دوست عزیز من
خدا می تواند


And when you think that no one can love
The real person deep inside of you
Remember my dear Friend,
God Does.

وقتی گمان میبری كسی نمی تواند
به خود واقعی درون تو عشق بورزد
دوست عزیز من به یاد داشته باش
خدا می تواند.

--------------------
 
یک دنیا ستاره نذر آرامش چشماتون!
 




نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 آذر 1388 :: نویسنده : ساینا امین مظفری
نظرات ()
جمعه 2 مهر 1389 11:25 بعد از ظهر
salam man etefaghi varede veblage shoma shoam.matalebe ghashangi bud
ساینا امین مظفریkheili mamnun :)
جمعه 11 دی 1388 09:14 بعد از ظهر
فك كنم آری! هم همكلاسی و هم نویسنده
ممنون از اینكه شناختینمون
ساینا امین مظفریD:D: khahesh mikonam...bale shenakhtametun ;))
پنجشنبه 26 آذر 1388 08:54 قبل از ظهر
عشق پوچی ست! خالی ست
به قول معلم شهید، دكتر مزینانی " دوست داشتن از عشق برتر است"
ساینا امین مظفریممنون از كامنتتون! شما از همكلاسی ها هستین؟
دوشنبه 16 آذر 1388 09:44 بعد از ظهر
barayat doa mikonam ke khoda az to begirad har anche khoda ra az to migirad.matnet eyval dare.
ساینا امین مظفریmamnoon az commentet azra jun..doaie ghashangi bud >:D
دوشنبه 16 آذر 1388 09:40 بعد از ظهر
be ghole fourough" delam gerefte ast" ama inja khabgahe ma eyvan nadarad ke dastam ra be puste keshideye shab besayam ama khodayi daram ke mara be aftab moarefy khahad kard va mohemtar dusty ke mara be mihmany gonjeshkha khahad bord.dust azizam omidvaram cheraghhaye rabete at hamishe rushan bashad.
ساینا امین مظفریاری !
در اتاقی كه به اندازه ی یك تنهایی است...
دل من كه به اندازه ی یك عشق است...
به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرد...
مرسی از كامنتت خانومی >D:<
سه شنبه 10 آذر 1388 09:10 بعد از ظهر
عالی بود ساینا جون.به جهان خرم از انم كه جهان خرم از اوست...عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست.........منتظر پستای بعدیتم بی صبرانه
ساینا امین مظفریممنون مریم جان
سه شنبه 10 آذر 1388 08:59 بعد از ظهر
ساینای عزیزم سلام
با خوندن متنت لذت بردم... مطالبت واقعا" معرکه ست خانم دکتر... منو به یاد جمله ی زیبای دکتر شریعتی انداخت:"اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست."
شاداب و سرزنده باشی تا همیشه...
سه شنبه 10 آذر 1388 01:36 بعد از ظهر
عشق دردی است که درمانش نمیداند که تنها درمان آن است.... لحظه که چیزی نیست من سالهاست که به بارانش عاشقم...کاش میدانست که او تنها گمشده ی من است...کاش میتوانستم حتی در تنهاترین تنهاییم اسمش را زمزمه کنم...ولی نه نمیتوانم گرچه حتی اسمش را فریاد هم بزنم ....نمیشنود... شاید هم نمیخواهد بشنود...
ساینا امین مظفریدوست عزیز بهتر بود خودتون رو معرفی می كردین...!
امروز سرشارم از خدا،
ازحس دوست داشتن خدا
كاش میشد این حس رو با همه مردم جهان تقسیم میكردم!

خدا زیباست
و زیبایی را دوست دارد
دلت را زیبا كن تا محبوب خدا شوی...بدون شك صدایت را خواهد شنید...!

سه شنبه 10 آذر 1388 12:58 بعد از ظهر
va khodayi ke dar in nazdikissssstttt
ساینا امین مظفریچند لحظه

فقط چند لحظه

چشماتو بزن

تو دلت آروم صداش كن

خدا ...خدا ...خدا

آروم شدی؟

احساس میكنی كه همونجا كنارته...!
سه شنبه 10 آذر 1388 12:03 بعد از ظهر
Hi dear dr thanks very much! I enjoyed of passage!please write more!be successful in all stages of your life!
ساینا امین مظفریThank u so much dear classmate.. I'll try to make it ;)
سه شنبه 10 آذر 1388 10:09 قبل از ظهر
حرفای عشقولانه همیشه قشنگ و امید بخش هستن...
ولی توصیه! ی من اینه که زیادی تو بحرش نرین که ممکنه غرق شین،
گرچه گویند که غرق شدن در بحر جانانم آرزوس
ساینا امین مظفریرودها در جاری شدن و علفها در سبز شدن معنا بیدا میكنند...و انسانها, همه ی انسانها فقط با عشق...!
سه شنبه 10 آذر 1388 09:59 قبل از ظهر
uhm....kheili ghashang bod...misi
ساینا امین مظفریmamnoon arezoo jan ;)
دوشنبه 9 آذر 1388 12:50 بعد از ظهر
at hooshang: kheili mamnoon aghaie dr... inghadram na omid nabashin..zendegi khali niiisss..;)
دوشنبه 9 آذر 1388 11:45 قبل از ظهر
عشق زخم قشنگیست ... برای لحظه ای به بارانش عشق ورز ... فقط چند ثانیه ...

تو گمشده ی او هستی ... صدایش كن ... شنوای توست
ساینا امین مظفریلالالالا! نخواب! عاشق یه سیبه! همیشه سرخ و تبدار و غریبه!
لالالالا! نخواب! سودی نداره! همون بهتر كه بشماری ستاره ! همون بهتر كه جشمات وا بمونه...كه ماه غصش نشه تنها بیداره!
لالالالا! نخواب زندونه دنیا! سر ناسازكاری داره با ما...
دوشنبه 9 آذر 1388 11:32 قبل از ظهر
حرفای قشنگین ولی کار ما دیگه از این حرفا گذشته!!!!!!!!!
ممنون از مطلب قشنگتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.