درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسن زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87
مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد




آیا آخرین باری را که برای انجام یک کار با کسی مشورت کرده اید به خاطر می آورید؟ آیا اصولا موافق مشورت کردن هستید؟ اگر آری، در چه نوع مسائی و با چه کسانی مشورت می کنید؟

متاسفانه بسیاری از افراد وقتی به سنین جوانی می رسند و یک زندگی مستقل دور از خانواده را در شهری دیگر آغاز می کنند و با محیط جدید دانشکده مواجه می شوند، گمان می کنند که همه ی این آزادی عمل ها و استقلال ها نشان گر تکامل عقلی و اجتماعی مطلق آنهاست که البته قطعا چنین است و شکی در آن نیست ولی این تکامل مطلق نیست. برخی می پندارند در این شرایط توان تشخیص درست و غلط و خوب و بد همه ی کارها را دارند و هیچ نیازی به کمک گرفتن از دیگران ندارند و به همین دلیل احتمال اشنباه  کردن این افراد خیلی زیاد است.

آنها معتقدند حتی اگر اشتباه هم بکنند ایرادی ندارد زیرا هر مسیری را که بروند تجربه ای برایشان خواهد بود و درسی خواهند گرفت و تنها چیزی که برایشان مهم است این است که خودشان به تنهایی تصمیم بگیرند و عمل کنند غافل از این که قافله ی عمر آدمی در گذر است و فرصت ها محدود! بسیاری از اشتباهات را نمی توان جبران کرد و خیلی فرصت ها هستند که اگر از دست بروند دیگر هرگز به دست نخواهند آمد.

این جاست که اهمیت مشورت کردن روشن می شود!

البته من مخالف استقلال عمل نیستم. من معتقدم در این سنی که ما قرار داریم بسیاری از مسائل را می دانیم و در خیلی زمینه ها می توانیم بدون کمک گرفتن از دیگری و فقط با کمی درایت و عاقلانه فکر کردان خودمان بهترین مسیر را انتخاب کرده و گام برداریم ! و اصولا هم باید چنین باشد که ما در مورد هر مسئله ای اول خودمان فکر کنیم و سعی کنیم راه درست را انتخاب کنیم تا کم کم یاد بگیریم روش درست فکر کردن و عمل کردن را و به این طریق قدرت تصمیم گیری را در خود تقویت کنیم!!!

پس مشورت به چه کار آید؟

در زندگی ما بسیار پیش آمده و باز هم پیش خواهد آمد کار ها  و مسائلی که از خوب و بد و درست و غلط آنها سر در نخواهیم آورد! هرچه فکر می کنیم در این جور مسائل بیشتر به بن بست می رسیم و خودمان به تنهایی نمی توانیم راه درست را تشخیص دهیم!

اینجاست که مشورت کردن البته یک مشاوره درست و اصولی، مثل چراغی راه را نشانمان خواهد داد تا هستی با ارزشمان را دست خوش خطرات جاده پرفراز و نشیب زندگی نکنیم!

در اینجا چند نکته ی بسیار با اهمیت نمایان می شود:

اول این که ما باید یاد گرفته باشیم با چه کسانی و در چه مسائلی مشورت کنیم، چه؛ هر کسی لایق کمک گرفتن نیست. کسانی که تجربه و دانسته هایشان از ما بیشتر باشد و مطمئن باشیم که آنها خواهان خوبی ها برای ما هستند، صلاحیت مشورت کردن را دارند.

دوم این که افراد در سنین جوانی به نوعی غرور دچار می شوند که به آنها اجازه نمی دهد در میان همسالان خود نیاز به کمک گرفتن از دیگری را مطرح کنند. منظور من این است که فرضا ً در یک جمع دوستانه همه تصمیم به انجام کاری می گیرند و احساسی به فرد "الف" می گوید که این کار غلط است ولی مطمئن نیست. او از این که به دوستانش بگوید به من اجازه بدهید تا بیشتر فکر کنم و به طور مثال از مادر یا پدر یا ... بپرسم، خجالت می کشد و این را نوعی ضعف می پندارد. ما باید بدانیم که مشورت کردن در کارهای دشوار نشان از درایت است نه ضعف فردی!

با این توضیحات آیا گمان می کنید مشورت کردن استقلال عمل را از انسان می گیرد یا نه؟

در آخر جمله ای از فلورانس اسکاول شین :

" اگر کسی موفقیت بطلبد اما اوضاع را برای شکست آماده کند دچار همان وضعی خواهد شد که برای آن تدارک دیده است."

                                                                                             در پناه حق





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 بهمن 1389 :: نویسنده : مهسا شریفی نمین
نظرات ()
شنبه 9 بهمن 1389 05:41 قبل از ظهر
می خواستم بگم اگه هر کس بر اساس نظرات خودش به تنهایی عمل کنه با هم کنتاکت خواهیم داشت.یه فایده ی مشورت اینه که جلوی این کنتاکت ها وحتی دیکتاتوری ها رومی گیره.به هر حال ما که از پیامبر بزرگ تر نیستیم و بیش تر نمی دونیم و با خدا صحبت نمیکنیم و کسی رو هم نداریم که واسمون بمیره و یا واسه حرفمون همه چیزشو فدا کنه.همون پیامبر تو کارهاش با مردم عادی مشورت می کرد!
مهسا شریفی نمینموافقم
پنجشنبه 7 بهمن 1389 10:19 بعد از ظهر
به نظر من هم هر كسی قابلیت این رو نداره كه مخاطب ما برای مشورت باشه !پرواضحه كه این قابلیت رو خود ما تعیین می كنیم یعنی اینكه ممكنه خیلی از افراد از لحاظ آگاهی این توانایی رو داشته باشن !اما برای ما قابل اعتماد نباشن!وبه نظرم اعتماد به اینكه
یه نفر به تو راهی را ارائه خواهد داد كه با تمام وجودش به درست بودن اون اعتماد داره و برای این نتیجه درست ،خوب فكر كرده وهمه ی جوانب رو درنظرگرفته و اگه به نتیجه ای رسیده كه به نظرش درست نبوده،وبا تمام صداقتش اون رو به ما گفته!مهم ترین شاخص برای كسیه كه ما ازش مشورت میگیریم....هرچند نقش آگاهی فرد رو هم نمی توان نادیده گرفت!
بله! جوان،از آنجا كه این باور بهش به ارث رسیده كه كسایی از دیگران كمك میگیرند كه خودشون توانایی به ثمر رسوندن اون كار رو ندارن!پی هر كسی احیانا به كسی بگه من به كمكت نیاز دارم هم خود طرف زیاد احساس خوشایندی نخواهد داشت و هم طرف مقابل بادی به غبغب خواهد انداخت!در حالی كه این باور به وضوح اشتباهه محضه!
با همه این حرفا!من به این نتیجه رسیده ام كه مشورت وكمك گرفتن از دیگران با اینكه كار درست و عاقلانه ای هست امااااااااا،در این روزگار نامردی ها ونامردمی ها!هر كسی كه به آدم كمك میكنه یه جورایی به فكر اونه كه بعدا به طریقی از آدم كولی بگیره!(معذرت میخوام)و از اون جایی كه همه به این نتیجه نه چندان خوب رسیده اند!كمتر كسی به فكر اون می افته كه از دیگری كمك بگیره!چرا كه آدم قابل اعتماد وجود نداره و اگر هم وجود داشته باشه تجربه ما رو وادار به عدم اعتماد میكنه!
ولی خوبه كه به هم اعتماد داشته باشیم و به همدیگه برای رسیدن به موفقیت كمك كنیم وخوبتر میشه كه بی عوض كمك كنیم!
مهسا شریفی نمینممنون از توضیح مبسوطتون
اما حتما هر کسی کسایی رو داره که بهشون اعتماد داشته باشه مثلا مادر و پدر بهترین گزینه برای کمک خواستن هستن این طور نیست؟!
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic