درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسن زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87
مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد




آیا مرگ حق است؟!

اگر مرگ حق است پس چرا از آن گریزانیم؟ !

اگر مرگ حق است پس چرا حتی شنیدن اسمش به دل ها لرزه می افکند؟!

اگر مرگ حق است پس چرا از ترکیب واج های خشن نامگذاری شده است؟!

اگر مرگ حق است پس چرا یاد آوریش لحظات شیرینمان را تلخ می کند؟!

شاید مرگ حق است و ما ناحقیم!!!





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 تیر 1390 :: نویسنده : سید حسام فتاحی
نظرات ()
دوشنبه 13 تیر 1390 09:59 بعد از ظهر
یه سئوال! اگه مرگ حق می باشه و همه باید یه روزی بمیریم و به همین دلیل باید خوب و صالح و نیکوکار و اینا باشیم! اونوخت چرا نوح اونهمه عمر کرد؟ یا مهدی(ع) زندس هنوز؟ کم تو اسلام افرادی با طول عمر غیر طبیعی داریم؟ یکی اینا رو واسه من توضیح بده! این داستان ها رو یه زمانی بعضی ها واسه گوش به فرمان کردن مردم ساختن.
سید حسام فتاحیبا تشکر از سوال خوبتون
اولا حضرت نوح (ع) با عمری طولانی نیز سرانجام فوت نمودند. حضرت مهدی (ع) نیز از این قاعده مستثنی نیست.
دوم این که مرگ مختص انسان نیست و هر موجودی غیر از خدا فنا پذیر است
"کل شی هالک إلاّ وجهه"
سوم این که مرگ و طول عمر زیاد داشتن مختص اسلام نیست
دوشنبه 13 تیر 1390 03:04 بعد از ظهر
مرگ حالات زیادی داره که یکیش مرگ جسمی و رخت بستن از زندگی دنیوی و رهسپاری به زندگی اخروی است ولی این تنها یک نوع از مرگ است و مرگ های دیگه ای وجود داره که اگه به اونا نرسی مرگ جسمانی سخت خواهد بود و دلیل اساسی ترس از مرگ اینه که خیلی از آدم ها مرگ های دیگه رو تجربه نکرده اند.
انسان هایی که زیاد می میرند انسان تر می شوند.

در ابعاد این طرح خاموش
باید رهگذر باد عدم شد
سید حسام فتاحی«موتوا قبل ان تموتوا »
بمیرید پیش از آن که به مرگ طبیعی بمیرید

مرگ قبل از مرگ طبیعی عبارت است از این که انسان عقلش را بر سراسر وجود خود حاکم گرداند، و هوس های نفسانی انحراف گر خود را بمیراند و پژمرده کند.
آری اگر بخواهی عقل را درک کنی، باید وجودت را به عقل بسپاری، مانند عشق که تا عاشق نشوی، جمال عشق را نخواهی دید، و تا آتش نشوی، آتش را به طور حقیقی نخواهی یافت، و تا نور نشوی، هیچ چیز را درک نمی کنی. در حقیقت می توان گفت: کسانی که بار دوم در این دنیا زاییده شده اند، یعنی حیات و شخصیت وابسته به کمال ماورای طبیعت را به دست آورده اند، لحظه نفی همان حیات طبیعی است که برای دسته دیگر لحظه مثبت می باشد.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic