درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسن زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87
مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد




به نام خدا

‹‹زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی        ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی››

 سلام به همه ی بچه های گل ورودی....اول از همه اینکه پیشاپیش عید همگی مبارک....امیدوارم حال همتون خوب باشه....پست اولمو با یه داستانک شروع می کنم امیدوارم به عنوان یه عیدی ازم بپذیرید....

روزی یک مرد ثروتمند، پسربچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجازندگی می کنند چقدر فقیر هستند.آنها یک روز یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند.در راه بازگشت ودر پایان سفر،مرد از پسرش پرسید:‹‹نظرت در مورد مسافرت مان چه بود؟››

پسر پاسخ داد:‹‹عالی بود پدر!››

پدر پرسید:‹‹آیا به زندگی آنها توجه کردی؟››

پسر پاسخ داد:‹‹فکر می کنم!››

پدر پرسید:‹‹چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟››

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت:‹‹فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم وآنها چهارتا.ما در حیاتمان فانوس های تزئینی داریم وآنها ستارگان را دارند.حیاط ما به دیوارها محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست!››

در پایان حرف های پسر،زبان مرد بند آمده بود.پسر اضافه کرد:‹‹متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعاچقدر فقیرهستیم!››

امیدوارم مورد پسندتون واقع شده باشه...






نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 اسفند 1389 :: نویسنده : وحید علی اکبری
نظرات ()

تا بوده همین بوده و تا هست همین هست

نفرین به من و هرکه به این دایره پیوست

نفرین به هم آغوشی دیوار که باید

پایان بدهد کار مرا کوچه ی بن بست

 تسلیم مجازات خداوند نباشند

دیوانه و مجنون و منو آدم سرمست

جز معجزه ی عشق چه سرّی است که آسان

کفر منو و ایمان تورا می دهد از دست

حکم است که همواره شراب ازلی را

تو از لب معشوق بنوشی و من از دست

این حرف دل شاعر بی حوصله ای بود

مردی که به اندازه ی عمرش به تو دل بست

                                                                                  علیرضا سلیمانی





نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 اسفند 1389 :: نویسنده : ارغوان جعفری
نظرات ()
و نتایج علوم پایه هم اعلام شد ...

فصل جدید دوران دانشجویی و فصل جدید و سال جدید؛ مبارکمان،مبارکتان و مبارکشان!



جهت دیدن عکس در اندازه بزرگتر کلیک نمایید
نوروز،فرخنده و ایام، به کام؛
"امید"





نوع مطلب : آموزشی کلاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 اسفند 1389 :: نویسنده : امید عباس زاده
نظرات ()

دوباره چهره نوروز و شادمانی عید، دوباره عشق و امید، دوباره چشم و دل ما و چهره‌های بهار

بهار که می‌آید، درخت انجیر خانه‌مان برگ می‌کند. گنجشک روی درخت لانه می‌سازد و من...من... برای آمدن بهار چه کنم؟ لباس نو یا کفش نو؟

 غم زمانه به پایان نمی‌رسد، برخیز، به شوق یک نفس تازه در هوای بهار (فریدون مشیری) این شعر و هزار شعر و ترانة بهاری هدیه به شما دوستای گلم

خدایا! با آمدن بهار، دل‌های ما را بهاری کن.

 

روزهایتان پر از آفتاب و باران

پر از رنگین کمان

عید همگی مبارک

 





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 اسفند 1389 :: نویسنده : ساینا امین مظفری
نظرات ()

محض همینجوری!















نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 اسفند 1389 :: نویسنده : محمّد اولیایی
نظرات ()

روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت:
آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟

گفتم:
خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا،
در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.

حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت:
بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت.اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...

گفتم:
این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن. با این صفات خالی از صفت ,که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند. آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال عمر با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته،با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟

آقا ی محترم!

 ما امده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما ...

 ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...

گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم،
فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان
برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند

                                                                                                                                     "  با كمى تلخیص"





نوع مطلب : روزنوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 اسفند 1389 :: نویسنده : فرین جمالی
نظرات ()

جناب آقای وحید علی اکبری

درگذشت مادربزرگ گرامیتان را تسلیت عرض می نماییم.امید که روحشان در جوار رحمت حق قرار گیرد...

از طرف همکلاسی ها





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 اسفند 1389 :: نویسنده : پیمان فروغی
نظرات ()

سلام

تبریک میگم به همه ، هم برای گذروندن امتحان علوم پایه و هم به خاطر نزدیک شدن تعطیلات نوروز

ترمی که گذشت آخرین ترمی بود که تو تبریز بودم . تو این مدت دو سال دوستا و همکلاسیای خیلی خوبی پیدا کردم که هیچ وقت فراموششون نمی کنم . هر چند بخاطر یه سری مشکلات نتونستم از همتون  مستقیما خداحافظی کنم اما امیدوارم همین خداحافظی اینترنتی رو ازم قبول کنید و منو بابت همه بدی ها و اذیت هام ببخشید. امیدوارم  یه روزی ... یه جایی...یه جوری ... بازم همدیگه رو ببینیم .

  دلم برای همتون تنگ میشه

                                خداحافظ 

                                       به امید موفقیت خودمون 120 نفر





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 اسفند 1389 :: نویسنده : میلاد طاری مرادی
نظرات ()

تو این چند وقت که نزدیکای عیدم هست، كسی بوده كه گذرش برای خرید یا گشت وگذار به شهناز و طرفای بازار نیافتاده باشه؟ وچشمش دنبال ویترینای مغازه های شیك واجناس رنگ وارنگش نبوده باشه؟

ولی یه سوال اون پیرزن كبریت فروش اطراف چهارراه شهناز تا حالا چندبار توجهتون رو جلب كرده؟

صدها بار از اونجا رد شده بودم اما2روز قبل بود كه نگاهم به نگاهش تلاقی كرد،

نگاه گرم وعمیقی داشت...

بی اختیار رفتم جلو و به بهانه خرید كبریت باهاش همصحبت شدم!

-مادر جان كبریت بسته ای چنده؟

-اینارو میگی؟هزار تومن

-باشه،یه بسته بده! مادر كارت فقط كبریت فروشیه؟!

-آره نون خودم و خونوادمو از این راه درمیارم

-شوهر،بچه اونا چی؟

-شوهرم 20ساله ازم جدا شد،پنج تا هم بچه دارم،دو تا پسر با سه تادختر

-اونا چی كار میكنن؟

-دخترامو شوهرم خودش فرستاد خونه بخت كه نه بدبختی،ازشونم خبری ندارم،

پسرامم معتادن وگوشه خونه

-مادر امورات زندگیت میگذره؟

-خودت كه میبینی،از چی بگم ازبدبختیام؟روز گار من از اول سیاه بوده و ...

اشك تو چشماش جمع شده بود و من پشیمون از اینكه داغ دلش رو تازه كرده بودم! كاش میشد كاری كرد كه كمی از الامش كم بشه.

بادوستم پول كبریتارو دادیم و دور شدیم...

با تشکر از آقای گلدوست....





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 اسفند 1389 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()
سلام

این پست رو به درخواست دوستمون آقای گلعلی زاده میذارم:

قاسم جان پیشنهاد دادن که گروه جزوه نویسی رو دوباره راه بندازن و برای اینکار به همکاری چند نفر(حدود 5 یا 6 نفر) نیاز دارن. دوستانی که داوطلب این کار هستن لطفا با آقای گلعلی زاده هماهنگ کنن.

موفق باشید.




نوع مطلب : تیم جزوه نویسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 اسفند 1389 :: نویسنده : امیر حسن زاده
نظرات ()

می ستایم خالقی را کوست هست          آن دگر ها نیستند و اوست هست

آن خداوندی که از یک قطره آب                 کرد پیدا صورتی چون آفتاب

جمله عالم جمع شد در قطره ای             آفتابی شد نهان از ذره ای

جمله عالم کتابی دان ز حق                    هست افلاک از کتابش یک ورق

حاصل اوراق این دفتر همه                      در دل بی نقش دین پرور همه

کیست غیر حق که بتواند ستود              مبدعی را کوست اصل هر وجود

سقف گردان سقف زندان خانه اش         چرخ صرعی وش یکی دیوانه اش

از کمالش هفت گردون دره ای               از نوالش هفت دریا قطره ای

هست دریا تشنه ی دیدار او                 نور خور از حسرت رخسار او

گریه باران ز شوق روی اوست              ناله رعد از هوای کوی اوست

 

                                               ((گزیده ای از شعر ملاصدرا))





نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 اسفند 1389 :: نویسنده : محمد مظفری
نظرات ()
سلام دوستان

لازم دیدم یه مطلب دیگه بذارم راجع به گروهبندی به خاطر مسائل پیش آمده و نکاتی رو یادآور بشم.

دقیقا روز یکم اسفند من مطلبی گذاشتم و از همه خواهش کردم گروهبندی رو مشخص کنن و به بنده تحویلش بدن. به دوستان هم گفتم که شنبه 14 اسفند من گروهبندی رو تقدیم آموزش و بخش های بالینی و مرکز مهارتهای بالینی می کنم. خوشبختانه به جز یک گروه همه به موقع اسامی گروه هاشونو تحویل دادن، که از همشون ممنونم.

با توجه به اینکه حدس می زدم همچین مشکلاتی پیش بیاد این مطلب رو  دقیقا روز یکم اسفند اعلام کردم که: 
لطفا خودتون گروه های دلخواهتون رو به حد نصاب برسونید تا من مجبور نشم ترکیب گروه ها رو بهم بزنم.

چکیده مطلب اینکه گروهبندی های نوشته شده تو وبلاگ تثبیت شده و هیچ عنوان هیچ تغییری از جانب بنده در گروهبندی داده نخواهد شد.

موفق باشید...




نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، آموزشی کلاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 اسفند 1389 :: نویسنده : امیر حسن زاده
نظرات ()

وقتی این بنر رو تو دانشگاه دیدم كلی تعجب كردم!

آخه یه بنر دو زبونه اونم یه خط تركی با الفبای لاتین بالاش؟!

تقصیر من نیست واقعا تعجب برانگیزه!

تو جوی كه باعث شده خیلی از ماها بلد نیستیم یه بیت شعر یا حتی یه خط از یه كتاب به زبون خودمون بخونیم، این جرقه ها خودش خیلیه!!

البته این كه میگن از ماست كه بر ماست الحق كه راست گفتن!

وقتی ماها با همزبونای خودمونم فارسی حرف میزنیمدیگه چه انتظاری میشه داشت؟!!(خصوصا خانوما)نمیدونم حتما پیش خودمون فكر میكنیم كلاس داره!!

راستی اگه وقت كردین یه سری به نمایشگاه بزنین. دور نیست همین بالای سلف خودمون!





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 اسفند 1389 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()

امروز اولین سالگرد تولد درخت ورودیمونه!

درختی که نماد دوستی و خوبیه.

 تبریک میگم به همه ی کسایی که در این اولین سال زندگی درخت دوستیمون

تونستن خوبیهای زیادی رو کسب کنن و زنگار هرچه غیر خوبی هست رو از دلشون

پاک کنن.

و یک شادباش دیگه به بهانه ی اتمام دوره ی علوم پایه و ورود به مقطع فیزیوپات.

از ته قلبم برای همه آرزوی یک دنیا موفقیت و شادی دارم.

پیروز و سربلند باشید.





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، روزنوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 اسفند 1389 :: نویسنده : مهسا شریفی نمین
نظرات ()
منبع : سایت سازمان سنجش آموزش پزشکی www.sanjeshp.ir

کلید اولیه سوالات آزمون علوم پایه پزشکی اسفند 89:

گروه الف




گروه ب






نوع مطلب : آموزشی کلاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 اسفند 1389 :: نویسنده : امیر حسن زاده
نظرات ()
برای مشاهده ی اسامی

گروه ها اینجا کلیک کنید.



لازم به ذکر است گروه های ناقص و اعلام نشده رو خودم مجبور شدم کامل کنم. امکان تغییر گروه وجود نداره، مگر اینکه خود گروه های آموزشی براتون تغییر بدن.
با تشکر



ادامه مطلب


نوع مطلب : آموزشی کلاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 اسفند 1389 :: نویسنده : امیر حسن زاده
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic