درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسن زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87
مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد




امان پویامک یک شاعر افغانه
اینم یکی از شعرای قشنگشه:

پرهایم را می‎کَنَم

شانه‌های شب‌زده‌ام را شب‌بو می‌کارم

سایه‌ام را ساز می‌زنم،

دلم را قاط می‌کنم و تا می‌کنم در جیبم

روی تیتر تنهایی‌ام تف می‌اندازم،

دیوانه‌گی‌هایم را به‌زمین می‌زنم

تا آخرین هجای دلم می‌دوم.

اگر مسخره‌ام نمی‌کنید:

انگشت لای موهایم می‌برم،

جمجمه‌ام را ناز می‌کنم

و خودِ خودم را صدا می‌زنم

هی آقا!

من را ندیده‌ای؟

 




نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 تیر 1390 :: نویسنده : ارغوان جعفری
نظرات ()

برنامه ی کلاسهای جبرانی به شرح ذیل می باشد، لطفا اطلاع رسانی کنید.

سه شنبه 28/4 ساعت 8-10 گوارش

سه شنبه 28/4 ساعت 2-4 پاتولوژی

شنبه 1/5 ساعت 8-10 اپیدمیولوژی

یکشنبه 2/5 ساعت 8-10 گوارش

مکان کلاسها به دلیل شروع کلاسهای ترم تابستانی فعلا مشخص نشده است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 تیر 1390 :: نویسنده : سینا باقی زاده
نظرات ()
سرخط خبرها :

---جزئیات حذف 4 صفر از پول ملی
---تغییر پول ملی توجیه پذیر است؟ مقاله ای کامل برای بررسی این موضوع
---داداشی قوی ترین مرد ایران كشته شد
---افزایش مجدد 110 تومانی قیمت شیر
---رامبد جوان: آقای ده‌نمكی این قدر چهره‌ی تكلیف‌روشنی بود كه اگر این آدم قرار است از موقعیّت خشن سیاسیش تبدیل شود به یك آرتیست و هنرمند، باید از آنهایی كه آزارشان داده عذرخواهی كند
---ورود آقایان ممنوع مرز 2 میلیارد را شکست
---مدیرعامل خانه سینما: امروز دولت ما دخالت مستقیم در حوزه سینما دارد
--بالاخره احمدی نژاد از دولت های قبلی تشکر کرد!
---فاجعه ای دیگر برای ورزش ; سقوط تنیس ایران به دسته 3 آسیا

خلاصه خبرها :

---به گزارش ایسنا، شمس الدین حسینی گفت: حذف 4 صفر از واحد پول ملی را پس از تصویب جزئیات آن در کمیسیون اقتصادی دولت و کارگروه طرح تحول اقتصادی به‌صورت لایحه به مجلس ارائه خواهیم کرد. هیات دولت در جلسه اخیر خود ضمن تائید حذف 4 صفر از پول ملی، با درنظر گرفتن واحد پول فرعی در کنار واحد پول اصلی موافقت کرده است.رفراندوم اینترنتی برای تغییر پول ملی برگزار خواهد شد.

---مقاله ای کامل برای بررسی تغییر پول ملی مزایا و مضرات متعاقب آن.

---دیروز در كرج ' روح الله داداشی' قوی ترین مرد ایران شنبه شب در یك نزاع خیابانی با ضربات چاقو به قتل رسید.

---مدیرعامل اتحادیه سراسرس دامداران كشور گفت: افزایش 110 تومانی قیمت شیر به دلیل همسان‌سازی قیمت فروش با قیمت تمام شده و در دو نوبت مهر و پایان سال انجام خواهد شد.

---بخشی از گفتگوی سه نفره بهاره رهنما، پیمان قاسمخانی و رامبد جوان در ماهنامه سینمایی بیست‌وچهار: ..."جوان: یقه گرفتن من هم نكته دارد. من نه سیاسیم نه مطالعات سیاسی دارم. در حدّ یك شهروند خیلی عام سیاست را می‌فهمم. من مثل كسی هستم كه با بدیهیّات سیاست آشناست و واكنشهایش هم در حدّ همان بدیهیّات است. آقای ده‌نمكی از دید من و خیلی‌های دیگر، این قدر چهره‌ی تكلیف‌روشنی بود كه فكر می‌كردم اگر این آدم قرار است از موقعیّت خشن سیاسیش تبدیل شود به یك آرتیست و هنرمند، باید از آنهایی كه آزارشان داده عذرخواهی كند. این حرف من اصلاً سیاسی نیست و كاملاً اجتماعی است. حرف من با پیمان این بود كه چرا قبل از اینكه این اتّفاق بیفتد داری با او كار می‌كنی. نمی‌شود اینقدر در سیاست شیطنت كرد، بعد آمد در سینما و گفت من آدم فرهنگی بودم. راستش اینها خیلی با هم منافات دارد. دلخوری من این بود كه پیمان قاسم‌خانی كه آدم حرفه‌ای این سینماست دارد این آدم را حمایت می‌كند و باعث می‌شود او جزو فیلمسازان تراز اوّل شود."...

---فیلم «ورود آقایان ممنوع» ساخته رامبد جوان بعد از گذشت یك ماه از اكرانش فروشش در تهران به یك میلیارد و ۳۰۰میلیون تومان و در شهرستان ها به ۷۵۰ میلیون تومان رسید.

---مدیرعامل خانه سینما با اشاره به مهم بودن هنر سینما گفت: سینما هنر مهمی است اما در کشور ما هر وقت این امر مطرح شده که سینما مهمترین وجه هنر است؛ ترس و لرز اهالی سینما بیشتر شده زیرا به دنبال بیان این حرف از جانب مسئولان، تعداد اداره‌ها بیشتر شده و کنترل و ممیزی نیز بیشتر شده است درحالیکه در هیچ جای دنیا دولت نقش جدی در سینما ندارد؛ امروز دولت ما دخالت مستقیم در حوزه سینما دارد.

---احمدی‌نژاد با بیان اینكه از همه دولت‌ها تشكر می‌كنم همه زحمت كشیدند اما در دولت نهم و دهم چند برابر دولت‌های قبلی كار عمرانی و سرمایه‌گذاری شد، درخصوص علت این موفقیت خاطر نشان كرد: علت اول در انجام كار عمرانی و سرمایه‌گذاری چند برابر دولت‌های قبلی اعتماد به مردم است چرا كه دولت طرف حساب و رقیب مردم نیست بلكه خادم مردم است و از همین رو مردم باید اقتصاد، صنعت و فرهنگ را اداره و دولت باید پشتیبانی كند.

---
تیم ملی تنیس ایران در رقابت‌های آسیایی گروه دو که برای راهیابی به گروه یک آسیا پا به میدان گذاشته بود، با به دست آوردن نتایج ضعیف به دسته سوم آسیا سقوط کرد تا کارت قرمزی دیگر در کارنامه ورزش ایران ثبت شود. تیم ملی تنیس در مرحله نخست در تهران به مصاف اندونزی رفت و با پذیرش شکست مقابل این تیم، شانس صعود به گروه یک آسیا را از دست داد و در چهارمین مسابقه از مرحله پلی آف دیدارهای جام دیویس آسیا با شکست مقابل هنگ کنگ به مسابقات دسته سوم تنیس جام دیوس منطقه آسیا ـ اقیانوسیه سقوط کرد...







نوع مطلب : خبر، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 تیر 1390 :: نویسنده : حمیدرضا موسوی
نظرات ()




نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 تیر 1390 :: نویسنده : پیمان فروغی
نظرات ()
نمی دونم شما هم یادتون میاد یا نه! اون روزی رو که این کاغذا رو رو در و دیوار دانشکده زده بودن!

حالا اینکه کی نوشته بود و کی چسبونده بود مهم نیست، مهم اینه که چی توش نوشته بود!

اون روز که من دیدمش خیلی بهم برخورد، عکسشو گرفتم آخر مطلب براتون گذاشتمش!

با خودم فکر کردم یعنی چی شده که یه همچین چیزی به خیلیا اصلا برنخورد؟!

گذشت..

آخر ترم بود و هنوز از وام دانشجوییا خبری نبود اما هیچکس اعتراضی نداشت یا اگرم خیلی داغ می کرد سر دوستش غر می زد!

امتحانای آخر پایان ترم بود که بن داشجویی می دادن ولی بازم کسی اعتراضی نداشت که آقا مگه ما میخوایم اینا رو ببریم خونه؟!

گذشت و ترم بعد شروع شد!

سایت جدید راه افتاده بود اما با اینکه یه اتاق اضافی واسه کلاسا داشت هفته 3 یا 4 روز تعطیل بود! سوا اینکه سایت دانشکده های دیگه بعد از ظهرا هم بازن!ولی مثل اینکه بازم کسی مشکلی با این وضع نداشت!

از توی غذای سلف شپش و چند رقم چیز دیگه پیدا شد ولی اینبارم کسی اعتراضی نداشت!

و چندین وچند مورد دیگه که اینجا جا نمیشه! اتفاق افتاد اما ..

یا همین الان اومدن پارتیشنای قسمت پسرا رو ورداشتن کسی اعتراضی نداشت! آخه یه دانشگاه به این بزرگی پول چند متر پارتیشن نداشت واسه سلف؟!اونم چه سلفی خیلی غذاهاشون با مخلفاته تازه سوپشم اینجا نمی دن! آخه غذاهای اینجا با قاشق چنگال فلزی هم بریده نمی شن اومدن پلاستیکی شو گذاشتن! حالا بماند که بعضیا میگن این سلفم به یمن ورود یه عده از ما بهترون بوده که می خواستن واسه بازدید بیان!

ولی من موندم تو کار این تشکلهای مثلا دانشجویی! همین انجمن خودمون میشه اصلا بگن اونجا دقیقا چیکار میکنن؟!

حالا من نه شما! ببینین حقمون هست که هر کسی به خودش اجازه توهین به ما رو بده؟





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 24 تیر 1390 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()

تو وبلاگ کانون سپینود مطلبی خوندم راجع به "اقبال مسیح" که محمد مظفری زحمتشو کشیده بود. بعد خوندن این مطلب کنجکاو شدم بیشتر برم دنبالش، تو ویکی پدیای فارسی مطلب خاصی نبود، تو ویکی پدیای انگلیسی مطلب زیر رو پیدا کردم. واسه من که خیلی تکان دهنده بود، توصیه میکنم حتما شما هم بخونید. متن خیلی ساده و روانه. اگه وقت ندارین حداقل اونجا ها رو که پر رنگ کردمو بخونید.

به تاریخ ها هم دقت کتید، خیلی قدیمی نیست، اگه این پسر بچه الان زنده بود، فقط 7 یا 8 سال از ما بزرگتر بود...

Iqbal Masih
From Wikipedia, the free encyclopedia

Iqbal Masih (b. 1982 - April 16, 1995), was a young Pakistan Catholic boy who was forced into bonded labour in a carpet factory at the age of four, became an international figurehead for the Bonded Labour Liberation Front at the age of 10 when he escaped and was brutally murdered in 1995 at the age of 13 by being shot in the back with a twelve gauge shotgun

Iqbal Masih was born in Muridke, a very small, rural village outside of Lahore in Pakistan. Shortly after Iqbal's birth, his father, Saif Masih, abandoned the family. Iqbal's mother, Inayat, worked as a housecleaner, but found it difficult to make enough money to feed all her children from her small income

Iqbal was sold as a child slave by his mother at the age of four for the equivalent of 12 USD. He was forced to work on a carpet loom in a small town called Muridke near Lahore, and was forced to work fourteen hours per day. He was only paid three cents by Arshad (His boss). Due to long hours of hard work and insufficient food and care, Iqbal was undersized. At twelve years of age, Iqbal was the size of a six-year old boy. Whenever Iqbal did not "obey" what Arshad said, he would be whipped and be cut or be beaten up. One day, he wanted to stand up for himself and the other children who have been suffering. So he went to the nearest police station and said that he was being treated without respect and wanted freedom. The officer was on Arshad's side so he brought Iqbal back and told Arshad to chain him up

At the age of 10, he escaped the brutal slavery and later joined the BLLF (Bonded Labor Liberation Front of Pakistan) to help stop child labor around the world. Iqbal helped over 3,000 Pakistani children that were in bonded labour escape to freedom, and made speeches about child labour all around the world. Iqbal became a book and is about this boys story

He was murdered on Easter Sunday 1995 in Muridke in the middle of a busy road on his way back from Church. Some locals were accused of the crime but it is assumed by many that he was assassinated by members of the "Carpet Mafia" because of his famous fight against the child labour industry

In 1994, Iqbal was awarded the Reebok Human Rights Award. In 2000, he was posthumously awarded The World's Children's Prize for the Rights of the Child

Legacy

In January 2009, the United States Congress established the annual Iqbal Masih Award for the Elimination of Child Labor

Iqbal visited Broad Meadows Middle School in Quincy, Massachusetts and spoke to 7th graders about his life. When the students learned of his death, they decided to raise money and built a school in his honor in Pakistan

Iqbal's work and subsequent death inspired a 12 year old Canadian boy, Craig Kielburger to devote his life to Iqbal's cause and organize Free The Children





نوع مطلب : تلنگر، English، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 تیر 1390 :: نویسنده : امیر حسن زاده
نظرات ()
سرخط خبرها :

---تجاوز 2مرد شرور به‌یك دختر معلول
---جزئیات قتل دختر دانشجو توسط همکلاسی
---عضویت در فیس‌بوک جرم نیست
---نامه یک زن خانه‌دار به احمدی‌نژاد: باید به بچه‌هایمان آموزش دهیم که از ما میوه نخواهند
---وزیر آموزش و پرورش: فیلم تنبیه دانش‌آموزان را آمریکا و اسرائیل ساختند!
---سخنگوی قوه قضاییه: خط قرمزی برای دستگیری اعضای دولت وجود ندارد
---احتمال افزایش قیمت بنرین تا 1100 تومان

خلاصه خبرها :

--- شرور سابقه‌دار با ربودن یك دختر جوان معلول ذهنی و انتقال وی به خانه‌ای در شهر قدس (قلعه حسن‌خان) در حومه تهران، او را مورد آزار و اذیت قرار دادند اما ماموران پلیس موفق شدند آنها را دستگیر كنند.

---
این جنایت ساعت 30: 14 روز چهارشنبه هفته گذشته روی پل مدیریت تهران رخ داد و مهسا- دانشجوی 22 ساله رشته ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی- پس از خروج از دانشگاه در حالی که همراه یکی از دوستانش به نام مرضیه روی پل بود، توسط همکلاسی‌اش به نام کوشا مورد هجوم قرار گرفت و در برابر چشم عابران و افرادی که دوربین‌های موبایل‌شان را روشن کرده بودند با 50 ضربه چاقو به قتل رسید.

---معاون مبارزه با جرایم پلیس فتا درباره عضویت در سایت فیس‌بوک اظهارکرد: براساس قانون جرایم رایانه‌ای موضوعی به اسم مجازات افراد به دلیل عضویت در فیس‌بوک وجود ندارد.

---روزنامه خراسان در سرمقاله امروز خود نامه یک زن خانه‌­دار به محمود احمدی‌نژاد را منتشر کرده است...متن نامه در انتهای همین پست...*حتما بخوانید*

---وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه فضا و جو مناسب در آموزش و پرورش، آمریکا و اسرائیل را وادار کرده است که بروند و فیلم دروغین بسازند، از همه فرهنگیان بابت فیلم مشکوک و ساختگی تنبیه دانش‌آموزان که در شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی پخش شده است، عذرخواهی کرد.

---سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره‌ی اظهارات اخیر محمود احمدی‌نژاد مبنی بر خط قرمز بودن کابینه، گفت: قانون بین افراد مرزی قائل نشده است. اگر خط قرمزی وجود داشت، این دستگیری‌ها هم نبود. او هم‌چنین خبر دستگیری افرادی از موزه ملی، سازمان گردشگری و افرادی مرتبط با جریانی که از آن به عنوان جریان انحرافی یاد می‌شود، را تایید کرد.

---رییس کمیسیون طرح تحول اقتصادی مجلس: "در سال جاری و در سه ماه پایانی سال اگر دولت قیمت برخی از حامل‌های انرژی مانند بنزین را تغییر دهد و بنزین 400 تومان را به 700 تومان برساند و احیانا بنزین 700 تومان را با قیمت 1100 تومان عرضه کند درآمد بیشتری را به دست خواهد آورد و این درآمد بیشتری که دولت کسب می‌کند برای دوبخش هزینه می‌شود؛ یکی تولیدکنندگان و دیگری بخش سلامت."


*بخش هایی از متن نامه ی زن خانه دار به احمدی نژاد*


*من یک زن ایرانی ام. یک زن مسلمان ایرانی. نه معنی راست و چپ را می‌فهمم و نه کاری به آبی و سبز و قرمز دارم. اصلا اهل سیاست نیستم. من یک زن و یک مادرم که مانند همه زن‌ها و مادرهای دیگر باید چرخ زندگی‌ام را بچرخانم.
*روزی که حرف از هدفمندی یارانه‌ها شد و بر این تصمیم خود اصرار می‌کردید زیرا معتقد بودید که با نقدی شدن یارانه‌ها این پول به طور مساوی و بین همه تقسیم خواهد شد. با خود گفتیم ما که خانه‌های چند هزارمتری، ویلا، استخر و جکوزی نداریم که پول مصرف انرژی‌مان سر از ناکجاآباد درآورد. مانند آدم‌های پولدار چند تا، چندتا، ماشین چند صدمیلیونی هم نداریم که غصه بنزین آن را بخوریم پس حتما از پول یارانه‌ها چیزی برایمان می‌ماند تا اندکی از چاله‌های زندگی‌مان را با آن پرکنیم و چه نقشه‌هایی که برای این یارانه‌ها نکشیدیم. اما با برداشتن یارانه‌ها و آزاد شدن قیمت‌ها آن قدر همه چیز گران شد که وجود این پول اصلا در زندگی ما احساس نمی‌شود حتی اگر آن مبلغی را که بر کالاها و اجناس افزوده شده حساب کنیم می‌بینیم که از پول یارانه‌ها نیز بیشتر است.
*من اقتصاد دان نیستم و مفهوم نرخ تک رقمی را نمی دانم اما می بینم که
قیمت گوشت آنقدر زیاد شده که باید به طور کلی از صفحه زندگی‌مان حذف کنیم باید به بچه‌هایمان آموزش دهیم که دیگر از ما میوه نخواهند زیرا قیمت آن با پول جیب ما جور در نمی‌آید و در بعضی موارد اجناس حتی تا صددرصد هم گران شده‌اند.
آقای رئیس‌جمهور! گرانی‌های بی‌حد و حصر کمر مردم را شکسته است. اجاره‌های بالا داد مردم را درآورده است. قبل از هدفمندی یارانه‌ها بارها گفتید که با اجرای این قانون سفره‌های قشر محروم جامعه رنگین‌تر خواهد شد اما چیزی که ما امروز می‌بینیم سفره‌هایی است که هر روز خالی‌تر می‌شود. دیگر نمی‌توانیم سر سفره گوشت بگذاریم زیرا توان خرید آن را نداریم حتی نان خالی را با قناعت باید بخوریم و حالا باید کم کم یادبگیریم که شیر هم نخوریم.
*وقتی مجری برنامه تلویزیون از یک مسئول می‌پرسد اگر شیر گران شود ممکن است مردم نتوانند آن را بخرند و این موجب می‌شود شیرها بمانند و دامدار ضرر کند این مسئول می‌فرمایند اگر چنین شد ما شیرها را تبدیل به شیرخشک می‌کنیم و آن را صادر می‌کنیم. این یعنی این که برای ما مهم نیست مردم نتوانند از شیر استفاده کنند برای ما مهم نیست کودکان فقر آهن بگیرند، دچار کمبود کلسیم شوند و یا حتی بمیرند.
* آقای رئیس‌جمهور! درآمد کم و مخارج بالای زندگی هر پدری را نزد فرزندش شرمنده می‌کند و هزینه‌های بالای زندگی انسان را به زانو در می‌آورد. باور کنید همه واقعیت آن چیزی نیست که شما در تلویزیون می‌گویید و همه چیز را خوب و زیبا جلوه می‌دهید، واقعیت آن چیزی است که ما با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم.
*من می‌دانم شما تمام توان و تلاش خود را به کار می‌برید تا ما بتوانیم راحت‌تر زندگی کنیم و به عنوان کسی که به شما رای داده هنوز هم شما را حامی قشر محروم و مستضعف جامعه می‌دانم اما خواهش می‌کنم هر تصمیمی که می‌گیرید تمام جوانب آن را بسنجید زیرا عمر ما کفاف آزمون و خطا را به ما نمی‌دهد و مردم ما به اندازه کافی امتحان خود را پس داده‌اند.




نوع مطلب : خبر، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 تیر 1390 :: نویسنده : حمیدرضا موسوی
نظرات ()
اگر تمام موارد و علل مطرح شده برای ازدواج را در نظر بگیریم (به خصوص اونایی که تو کتاب دین و زندگی دبیرستان خوندیم!) ازدواج از دیدگاهی دیگر نیز قابل تامل است. برای روشن تر شدن موضوع توجه به این مثال میتواند مفید باشد : اگر دقت کرده باشیم برای آموزش شمشیرزنی مبتدی هیچگاه از شمشیر های واقعی استفاده نمی کنند چرا که ممکن است با کوچکترین خطا جان فرد یا دیگران به خطر افتد ولی وقتی که آموزش دیدگان  مراحل اولیه را طی کردند شروع به کسب مهارت با شمشیرهای واقعی می کنند. ازدواج نیز از جهاتی به این مثل شبیه است. در واقع ازدواج از این منظر نوعی تمرین عشق و به خصوص دوست داشتن است. آری هر کس که نتواند عشق و دوست داشتن انسان را در خود بپرورد قادر  و قابل به عشق ورزی الهی نخواهد بود 



نوع مطلب : تلنگر، روزنوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 تیر 1390 :: نویسنده : سید حسام فتاحی
نظرات ()
اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای ...
گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده

چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود ... بهش اس ام اس(!) زدم گوشیت جا گذاشتی!!!!!!!
 

چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم هول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم

اعتراف می‌کنم یه روز صبح جمعه بابام اومد بالا سرم منو بیدار کنه که برم نون بخرم منم خوابم سنگین بود ۲ بار صدام کرد بیدار نشدم بار سوم با پاش زد تو پشتم گفت سیا توله سگ پاشو برو نون بگیر منم فکر کردم داداشم هست گفتم *** خودت پاشو برو بگیر.......و من خیلی‌ خجالت کشیدم
اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود
همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس 4 5 نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم !

در اقدامی شجاعانه اعتراف می کنم که از درس تنظیم خانواده افتادم . اونم فقط به این خاطر که در جواب سوال احمقانه استادم که بهم گفت مگه این کلاس جای خوابه ؟ خیلی صمیمی و خرم گفتم : بیخیال استاد . کی تا حالا 8 صبح خانوادش تنظیم شده !!!!!! کلاس رفت رو هوا استادم منو انداخت بیرون تا کم نیاورده باشه
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ...ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ - هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم
اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود رفتم خندون تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون! :دی


یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد مدت ها دیدم و کلی ریش گذاشته بود
:Dبا خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟
گفت پدرم فوت کرده
:l گفتم تسلیت میگم

اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده :دی
اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت....گفتم منم همینطور....گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش
و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم....

اون زمان که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضاف اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده جا نمیشه. درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه !!!!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 تیر 1390 :: نویسنده : پیمان فروغی
نظرات ()

سلام دوستان،قراره بزودی یک کمیته مشورتی دانشجویی تشکیل بشه که از دانشکده پزشکی 2نفر و از سایر دانشکده ها 1 نفر می تونن عضو این کمیته باشن.نحوه انتخاب اعضا در دانشکده ما به این شکله که از مقاطع علوم پایه و فیزیوپاتولوژی یک نفر و از مقاطع اکسترنی و انترنی هم یک نفر با رای دانشجویان انتخاب خواهند شد.

شرایط عضویت دانشجویان در کمیته مشورتی:

1-علاقه مندی به مسائل آموزشی(سابقه همکاری با EDO , EDC و همکاری در طرح های پژوهش در آموزش و...)

2-داشتن ایده های نو برای ارتقای آموزش

3-داشتن معدل کل بالای 15

4-پایبندی به رعایت اخلاق حرفه ای

تا پایان وقت اداری فردا فرصت دارین خودتونو به عنوان کاندیدا به نماینده معرفی کنید.

انتخابات روز سه شنبه برگزار می شه که مکان و ساعت برگزاری رو پیش تر اعلام می کنم.

                                                                 موفق وپیروز باشید.





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، آموزشی کلاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 تیر 1390 :: نویسنده : سینا باقی زاده
نظرات ()
یه روز یه مردی داشت با اسبش از یه ده رد میشد، دید مردم ده جمع شدن دور یه تل هیزم و یه کیسه هم روی هیزماست!
از یکی پرسید:اینجا چه خبره؟! طرف جواب داد:گاو یکی از اهالی رو که تنها داراییش بوده یه مار نیش زده ماهم مار رو گرفتیم انداختیم توی کیسه و الانم میخوایم بسوزونیمش! مرد گفت:آخه این چه کاریه؟! اون حیوون که نمی فهمه! خدا رو خوش نمیاد و..!
مرد دید که کسی گوشش بدهکار این حرفا نیست! اسبش رو هی کرد و از روی تل هیزم پرید و کیسه رو برداشت و به سرعت رفت.خوب که از ده دور شد خواست کیسه رو باز کنه و مار رو آزاد کنه تا کیسه رو باز کرد مار پیچید دور گردنش و خواست نیشش بزنه!
مرد گفت:داری چیکار می کنی؟!من همین الان جون تو رو نجات دادم!
مار گفت:(آخه قدیم حیوونا حرفم می زدن! حیوونم حیوونای قدیم!!) به آدم خوبی نیومده! من باید تو رو نیش بزنم!
مرد هر کاری کرد نتونست مار رو قانع کنه آخر سر از مار خواست که برن پیش یکی و ماجرا رو براش بگن بعد هر چی اون گفت همون کارو بکنن!مار هم قبول کرد.
رفتن و رفتن تا به یه درخت رسیدن.مرد ماجرا رو برای درخت تعریف کرد و گفت که مار رو نجات داده حالا مار میگه خوبی به آدم نیومده و میخواد نیشش بزنه!
درخت گفت:والا چی بگم!آدما میان از میوه هام می خورن، زیر سایه ام میشینن آخر سرم دست میندازن و شاخه ام رو میشکونن و میرن!
مار گفت دیدی به آدم خوبی نیومده!حالا نیشت می زنم!
مرد گفت بریم پیش یکی دیگه هر چی اون بگه همونه!مار این بارم قبول کرد!
رفتن و رفتن تا به یه چشمه رسیدن! مرد ماجرا رو برای چشمه هم تعریف کرد.
چشمه گفت:آدما میان از آب می خورن و دست و روشون رو میشورن بعدم هر چی آشغال(با کمی تغییر) دارن میریزن تو آب و میرن!
مار گفت:حالا دیگه حتما نیشت میزنم!
مرد گفت:فقط یه فرصت دیگه! مار بازم قبول کرد.
رفتن و این بار به یه روباهه رسیدن!مرد قضیه رو واسه روباه گفت.
روباه گفت:من که باورم نمیشه آخه مار چطوری توی کیسه بود؟!
مار جواب داد:خوب بودم دیگه چطوری نداره که!
روباه گفت:نه اینجوری نمیشه تو بیا از اول برو تو کیسه تا من ببینم!
مار قبول کرد و تا رفت توی کیسه روباه به مرد گفت زود باش سر کیسه رو ببند!
مرد زود این کارو میکنه و به خاطر نجات جونش از روباه تشکر میکنه و روباهه میره.
مرد هم داشت آماده میشد به راهش ادامه بده که یه شکارچی سر رسید و  ازش پرسید:تو یه روباه این طرفا ندیدی؟ داشتم دنبالش می کردم گمش کردم!
مرد هم برمیگرده و راهی رو که روباهه رفته بود نشونش میده!
اینه که میگن:«بنی آدمه یاخجیلیق گلمییب»




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 تیر 1390 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()
سرخط خبرها :

---دستگیری آزاده اردكانی، معلم خصوصی زبان انگلیسی اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی.
---فیلم حواشی ختم امام جمعه یزد و حمایت مردم از خاتمی.
---متن سوال نمایندگان مجلس از احمدی‌نژاد منتشر شد.
---لاریجانی: نفی اصلاح‌طلبان، نفی واقعیت است.
---تذکر به برخی اعضای شورای نگهبان به دلیل دخالت در انتخابات.
---مخالفت احمدی‌نژاد با تشكیل كلاس‌ها و رشته‌های تك‌جنسیتی در دانشگاه‌ها.
---رهبر معظم انقلاب : با روشنگری موافقم ولی اختلافات و تفکرهای غلط را نباید تابلو کرد تا همه بفهمند.

خلاصه خبرها :

---با دستگیری آزاده اردكانی، معلم خصوصی زبان انگلیسی اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جریان دستگیری پرونده موسوم به جریان انحرافی به یك قدمی اعضای كابینه رسید.
آزاده اردكانی، دختری كه تا دو سال پیش از این تنها یك لیسانسه میكروبشناسی دانشگاه آزاد بود، پس از تدریس خصوصی زبان انگلیسی به دو تن از نزدیكان احمدی‌نژاد یعنی مشایی و بقایی یكباره نردبان موفقیت را به صورت جهشی طی كرد و تقریبا از صفر به معاونت موزه ملی ایران و سپس به ریاست آن منصوب گردید.

---دو رسانه کیهان و رجا نیوز مدعی شده‌اند اکثریت مردم یزد شعار "مرگ بر منافق"سرداد‌ه‌اند و تعداد آنها اندک نبوده و در مقابل هیچ‌گونه حمایتی از سید محمد خاتمی صورت نگرفته است.
پیشگام‌نیوز به فیلمی دست یافته است که نشان می‌دهند مردم یزد در واکنش به شعار "مرگ بر منافق" خود‌سرها، شعار "درود بر خاتمی" سرداده‌اند و به نحو احسن از مهمان، همشهری و رئیس‌جمهور سابقشان حمایت کرده‌اند.

---سرانجام پس از كش و قوس‌های فراوان درباره طرح سوال از محمود احمدی‌نژاد در مجلس شورای اسلامی، این طرح با امضای بیش از یک سوم نمایندگان تهیه شد.جهت مشاهده متن یه لینک اصلی مراجعه کنید.

---رییس مجلس شورای اسلامی، حضور جریان اصلاحات در انتخابات پیش رو را منوط به نوع رفتار افراد منتسب به این جریان دانست و با تاکید به اینکه هیچ دلیلی وجود ندارد که اصولگرایان وجود جریان اصلاح‌طلب را در انتخابات پیش‌رو نفی کرده و نادیده بگیرند گفت: نفی اصلاح‌طلبان نفی واقعیت است.

---حمیدرضا فولادگر، نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی گفت: "یکی - دو مورد دخالت" برخی اعضای شورای نگهبان در دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری "منجر به تذکراتی به آنها شده است".

---محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور در نامه‌ای به وزرای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشكی بر ضرورت خودداری از بازنشسته نمودن بی‌رویه اساتید تا بررسی و تصویب آئین‌نامه بازنشستگی اعضای هیئت علمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز جلوگیری از اقدامات سطحی و غیرعالمانه در برخی دانشگاه‌ها مبنی بر اعمال رشته‌ها و كلاس‌های تك‌جنسیتی تأكید كرد.

---رهبر انقلاب : "یكی از موارد بسیار مهم و ضروری برای ادامه حركت تكاملی و رو به جلوی انقلاب اسلامی، پرهیز از دمیدن و مشتعل كردن فضای اختلاف، هیاهو و جنجال در جامعه است و همه دستگاه‌ها و جریان‌های سیاسی و فكری باید به حفظ وحدت، پایبندی عملی داشته باشند.
 یك مسئله این است كه اگر یك كسى یك حرف غلطى زد، آیا كسى باید به او جواب بدهد یا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شیوه‌ى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است. یك وقت هست كه حالا كه كسى یك حرف غلطى زد، ما بیائیم مثلاً صدجا این حرف غلط را تابلو كنیم، شعار كنیم كه آقا، فلانى این حرف غلط را زد، تا همه بدانند. این است كه اشتباه است، خطاست. من با حركت روشنگرانه از سوى هر كسى، از سوى هر نهادى، هیچ مخالفتى ندارم، بلكه علاقه‌مندم و معتقدم به مسئله‌ى تبیین.
 یعنى اصلاً جزو راهبردهاى اساسى كار ما از اول، مسئله‌ى تبیین بوده است. تبیین لازم است؛ اما این معنایش این نیست كه ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنیم. مراقب باشید. این را همه باید مراقب باشند؛ بخصوص سپاه. سپاه مراقب باشد."




نوع مطلب : خبر، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 تیر 1390 :: نویسنده : حمیدرضا موسوی
نظرات ()
سلام...

صمد را که می شناسید؟! این مطلب را دیدم خوشم آمد گفتم شما هم ببینید...

در مدرسه ای در یکی از روستاهای اطراف تبریز، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگیرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم کرده بودند! اما در این میان جمله های خوشمزه و بی معنا نیز وجود داشت که چند تا از آنها را در زیر برایتان می نگارم:

1-« حضور مبارک مدیر آقای دبستان(!)
محترما معروض میدارم! که … و جعفر از حیث اخلاق ظاهر و باطنی؟ رضایت بخش است!».

2- «ضمن عرض سلام اینجانب از رفتار و گفتار حسین رضایت کامیل! دارم.»

3- «حضور آقای مدیر! دام شوکته!! بعد از ابلاغ سلام؛ دیگر عباس در خانه بد نیست ولی دست چپ می نگارد!»

4- «آقای مدیر، ما از اخلاق این؟ راضی هستیم. اگر هرف! بگوئیم گوش میدهد، نماز می خواند، کار میکند.»

5- «بخدمت آقای مدیر پس از سلام ما از اخلاق و رفتار غدیر راضی هستیم، در خانه نسبت به برادر بزرگ خود احترام میکند، کارهایش را که تمام کرد بدروس خود متعالعه! میکند و در کوچه به بزرگان احترام می کند و همه اهل کوچه از او راضی
هستند.»!
6-«محترما معروز! میدارم خیلی منون! شدم،هیچ رنجه نشدم- رزاید! دارم.»

7-«به خدمت ذیشرافت مدیر دبستان: بنده از اخلاق و رفتار محمد رضا راضی هستم. اجرکم عندالله.»

8- « پس از تقدیم عرض سلام اکبر در خانه از او راضی هستم و هیچ شوخی نمی کند!!.»

9- «احمد بچه خوب، بخانه میرسد پدر و مادر سلام میگوید و از مدرسه که از صبحها می آئی! پدر و مادر خداحافظی می کنی! خلاصه احمد بچه با آدبی! است.»

10- «از محمود راضی هستند، دروغ نگوید، ببزرگان اهترام! نماید.
اسم پدرش:حاجی یوسف.»

11- «حضور محترم آقای دانش آموز رسیده شرف افتتاح پذیرد! و اینجانب … از طرف بنده زاده کمال رضامندی و خشنودی داریم! عمرکم طویل،عدوکم ذلیل!»

12- «آقای معلم محسن:امیدوار که وجود نازنین صحت و سلامت بوده باشد و … کبلائی قاسم!»

13- «آقای آموزگار چهارم: غلامعلی شاگرد معدب! و از خود مواظبت می نماید. زیاده رحمت است!»

14- «پس از سلام معروض بر اینکه در خانه با برادر و خواهر کوچکتر خود با مهربانی رفتار می کند.»

15- «آقای معلم: این شاگرد در خانه با پدر و مادر خشرفتاری! میکند و همه از او راضی هستند و انشالله در آتیه شاگرد خوب و باعدب! می شود،انشالله.»

16- «اینجانب از درس و رفتار خانگی سعید رزایت! دارم.امضاء: پدر اینجانب!!»

17-« چون محترما خواسته بود که از احوالات اینجانب بنده زاده با خبر باشید. الحمدالله خوب است!!.»



نوع مطلب : ادبی، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 تیر 1390 :: نویسنده : پیمان فروغی
نظرات ()

آیا مرگ حق است؟!

اگر مرگ حق است پس چرا از آن گریزانیم؟ !

اگر مرگ حق است پس چرا حتی شنیدن اسمش به دل ها لرزه می افکند؟!

اگر مرگ حق است پس چرا از ترکیب واج های خشن نامگذاری شده است؟!

اگر مرگ حق است پس چرا یاد آوریش لحظات شیرینمان را تلخ می کند؟!

شاید مرگ حق است و ما ناحقیم!!!





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 تیر 1390 :: نویسنده : سید حسام فتاحی
نظرات ()
سرخط خبرها :

---حجت الاسلام قرائتی :در دانشگاه صبح ها دخترها بیایند و عصرها پسرها . مگر چه می‌شود؟!
---دانشگاه مازندران هم تفکیک جنسیتی شد.
---کلید خوردن دوباره استیضاح وزیر کشور.
---24 کشته در نا آرامی های اخیر سوریه.
---رهبر انقلاب: درحوادث سوریه، دست آمریکا و اسرائیل ‌آشکار است.
---سفرهای استانی احمدی‌نژاد متوقف و حضورش در ستاد هدفمندی کمرنگ شده است.
---رئیس‌ كمیته دفاعی مجلس : لازم باشد تمام پایگاه‌های نظامی آمریكا را منهدم می‌كنیم.
---بدهی 2 میلیارد دلاری هند به ایران، هشدار ایران به قطع صادرات نفت.

خلاصه خبرها :

---حجت الاسلام قرائتی در جلسه این هفته از سلسله مباحث درسهایی از قرآن درباره اختلاط دختر و پسر در دانشگاه ها و اثرات آن گفت: من گاهی خنده‌ام می‌گیرد، می‌گویم: مدرسه دختر و پسر از هم جداست. راهنمایی‌ها که هنوز شهوت ندارند، از هم جداست. دبیرستانی‌ها که شهوتشان شکوفا می‌شود، آنها هم از هم جداست، دانشجو که شهوتش گر می‌کشد، مختلط است. آنوقت خنده دار این است که یک مشت دکتر در یک اتاق نشستند، من از این دکترها خنده‌ام می‌گیرد. اسمش را اسلامی کردن دانشگاه می‌گذارند. دختر و پسر را قاطی هم کردند، در اتاق نشستند موز می‌خورند.
می‌خواهند دانشگاه را اسلامی کنند. راست می‌گویید یا دروغ؟ آخر زشت است که آدم خودش را سرکار بگذارد. آدم مردم را سرکار بگذارد بد نیست. این آقایان خودشان، خودشان را سر کار گذاشتند. صبح دخترها بیایند و عصر پسرها بیایند. چه می‌شود؟ مگر یک جاهایی که واقعاً استادش نایاب است، اضطرار است. چه اشکالی دارد. آنوقت دخترها اگر خودشان باشند، می‌توانند چادرشان را هم بردارند، روسری‌شان را هم بردارند. لباس مشکی هم لازم نیست بپوشند. لباس سفید بپوشند راحت راحت هم باشند. همه خانم هستند دیگر. چه اشکالی دارد؟

---پس از دانشگاه شریف که اعلام کرد دانشجویان ورودی سال 90 را تفکیک جنسیتی می‌کند، دانشگاه مازندران هم چنین تصمیمی را البته گسترده‌تر گرفته است.رییس دانشگاه مازندران با اشاره به آغاز طرح تفکیک جنسیتی در کلاس‌های دروس عمومی این دانشگاه، گفته: "اگر تعداد دانشجویان دروس تخصصی به حد نصاب لازم برسد و امکانات وجود داشته باشد، کلاس‌های این دروس هم تفکیک می‌شود."

---نماینده شیراز با بیان اینکه طراحان استیضاح وزیر کشور همچنان بر انجام آن اصرار دارند، گفت: این طرح پس از تعطیلات دو هفته‌ای مجلس پیگیری خواهد شد.جعفر قادری علت تاخیر در اعلام وصول طرح استیضاح وزیر کشور را فرا رسیدن تعطیلات تابستان مجلس خواند و گفت: ده روز پس از اعلام وصول این طرح وزیر باید در مجلس حاضر شود از آنجا که فرصتی برای انجام استیضاح نبود، برای اعلام وصول آن هم از سوی طراحان تلاش نشد.

---جمعه ی گذشته صدها نفر از مردم سوریه و حامیان بشار اسد با برپایی راهپیمایی در شهر حلب، السویدا و دمشق حمایت خود را از اصلاحات پیشنهادی وی برای حل بحران این کشور اعلام کردند. افراد حاضر در این راهپیمایی با حمل پرچمی به طول هزار و 700 متر و راهپیمایی که آن را "جمعه وحدت ملی" نامیدند اتحاد تمامی شهروندان سوریه را خواستار شدند.از سوی دیگر معترضین در شهرهای حمات، دیرالزور، ادلب، بوکمال و حمص با سر دادن شعار سقوط نظام بشار اسد را خواستار شدند. بنا بر اعلام شاهدان، مسئولان سوریه برای متفرق کردن تظاهرات کنندگان برق این مناطق را قطع کرده بودند.در این تظاهرات که تا ساعات پایانی شب نیز ادامه داشت 24 نفر در درگیری با نیروهای امنیتی سوریه کشته شدند. 7 نفر از معترضین در شهر حمص و 14 نفر در روستاهای نزدیک مرزهای ترکیه کشته شدند.

---حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمودند: جوهره بیداری اسلامی درکشورهای‌منطقه،حرکت ضدصهیونیستی و ضدامریکایی است اما درحوادث سوریه، دست آمریکا و اسرائیل ‌آشکار است و «منطق و معیار ما ملت ایران» این است که هرجا به نفع آمریکا و صهیونیسم شعار داده شود حرکت، انحرافی است.

---سایت الف نوشت که احمدی‌نژاد پس از عزلت‌گزینی 11 روزه‌اش در برنامه‌های کاری‌اش نیز تغییراتی داده و سنت پرکاری گذشته را ترک گفته است : «شواهد حاکی از آن است که رئیس جمهور محترم پس از عزلت‌گزینی کذایی، سنت پرکاری پیشین را نیز ترک گفته است: توقف سفرهای استانی، حضور کمرنگ‌تر در ستاد هدفمندسازی یارانه‌ها، تفویض اختیار به اطرافیان در مورد برخی تصمیمات مهم، اکتفا کردن به افتتاح پروژه‌های ریز و درشت، سکوت الهام‌بخش! درباره اخبار فسادهای مالی نزدیکان و غیره. این بروز و ظهورها آنقدر مشهود است که گاه مردم عادی نیز از کمتر به چشم آمدن رئیس‌جمهور نسبت به گذشته سخن می‌گویند».

---رئیس‌ كمیته دفاعی مجلس با اشاره به حیرت دشمنان از توانایی‌موشكی‌کشور گفت: اگر اشتباهی ازسوی آمریكا سر بزند تهران حق خود را برای انهدام تمامی پایگاه‌های نظامی آمریكا در منطقه محفوظ می‌داند.غلامرضا كرمی نماینده مردم كرمان و رئیس كمیته دفاعی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با اشاره به رزمایش پیامبر اعظم6 و حیرت دشمنان انقلاب اسلامی از این رزمایش گفت: پیامبر اعظم6 آخرین توانمندی‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را مقابل دیدگان جهانیان به نمایش گذاشت و می‌توان گفت كه این رزمایش به لحاظ توانمندی شلیك همزمان موشك‌های زمین به زمین موجب هراس دشمنان انقلاب اسلامی شده است.

---یك منبع آگاه از بدهی 2 میلیارد دلاری هند به ایران خبر داد و گفت: در مذاكرات دو هفته پیش طرف‌های هندی و ایرانی در خصوص نحوه واریز بهای نفت صادراتی ایران به هند قرار بر این بود كه اگر راه حلی پیدا نشد، صادارت نفت ایران به هند قطع شود. 





نوع مطلب : خبر، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 11 تیر 1390 :: نویسنده : حمیدرضا موسوی
نظرات ()
اون روز رفته بودیم بیمارستان واسه سمیولوژی،بعد از کلی پاس کاری بالاخره یکی پیدا شد که بیاد مثلا به ما چیز یاد بده!
اون جلو می رفت ماهم پشت سرش.خلاصه رفت سراغ یکی از مریضا که اتاقم نداشت
 توی راهرو بود
یه دختر با مادرش، بیست و هفت هشت سالی نشون می داد ولی می گفتن هیجده سالشه!
شده بود یه پوست و استخون دکتره می گفت تو این دو سه ماهه بیشتر از بیست کیلو وزن کم کرده..
بگذریم،
دکتره بدون اینکه به مریض چیزی بگه یا ازش اجازه ای بگیره لباسشو بالا زد و شروع کرد به نشون دادن نحوه معاینه و اینجور حرفا..
همه جمع شده بودن کنار دکتر و با دقت نگا می کردن ولی نمی دونم چرا کسی صورت اون دختر رو ندید که چطور از خجالت با اون دستای نحیفش پوشونده بودش!یا چشمای مادرشو که پر از اشک شده بود!
همین که دکتر کارش تموم شد همه شروع کردن هر چی که بلد بودن روی مریض بیچاره پیاده کردن!
امیدوارم  چیزایی بدست میاریم ارزش چیزایی رو که از دست میدیم داشته باشن..




نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 تیر 1390 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic