تبلیغات
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87 - مطالب لادن پاشاپور
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسن زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87
مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد




هموطنانی که برای نجات دریاچه ارومیه تکانی به خود نمیدهند انتظاری از ما نداشته باشند که پشت نام خلیج فارس بایستیم ، آنجا جنگ بر سر نام خلیج فارس است و اینجا جنگ برای حیات دریاچه ارومیه و زندگی مردم کل منطقه ! آیا دریاچه ارومیه جزو ایران نیست؟ ما همانیم که پشت نام خلیج فارس ایستادیم تا نام عربها بر آب و خاکمان مستولی نشود! شما برای دریاچه درحال احتزار ما چه کردید؟ لازم باشد قطره قطره آب جمع خواهیم کرد برای زندگی دوباره دریاچه ارومیه تا دوباره ثابت کنیم بودیم و هستیم برای آب و خاکمان و سرزمین مادریمان برای داشته ها و افتخاراتمان مثل همیشه....ای رفقای گاه و بیگاه شرمتان باد...

اگر دریاچه ارومیه خشک شود,میسپارم که برسنگ مزارم تاریخ نزنند.تا آیندگان نداننداز بی عرضه گان این برهه ازتاریخ بوده ام.

 

 





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

-سقوط هواپیمای تهران - ارومیه ساعت 19 و 40 دقیقه یکشنبه شب در نزدیکی ارومیه

-خلبان هواپیما در آخرین تماس خود با مسافران گفت با بستن کمربندها اماده فرود در فرودگاه ارومیه شوید.
هواپیما، یک و یا دو دقیقه بعد از صحبت خلبان ناگهان اوج گرفت و یک دقیقه بعد صدای شکستن بالهای هواپیما را شنیدیم و بلافاصله صدای ناله مسافران بلند شد و دیگر چیزی نفهمیدم.

who knows the fact!

_92 بزرگسال، دو خردسال و 11 نفر گروه پروازی

_تعداد کشته شدگان حادثه سقوط هواپیمای مسافربری تهران - ارومیه به 80 نفر رسیده است..

_اسامی کشته شدگان حادثه ی هواپیمای تهران-ارومیه who can look at this

_خلبان هواپیما در یک کیلومتری باند فرودگاه متوجه می شود که قادر به فرود نیست به همین دلیل تصمیم می گیرد پس از یک بار دور زدن مجددا اقدام به فرود کند که بلافاصله از صفحه رادار حذف می شود please stop!

_علت سقوط به وسیله کمیته پیگیری سانحه پیگیری می شود!WE DONT NEED IT ANYMORE

.

.

.

God....





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 دی 1389 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()
  در طول ترم

 سه روز مانده به امتحان

دو روز مانده به امتحان

 شب امتحان

 یک ساعت مانده به امتحان

 سر جلسه امتحان

 هنگام خروج از جلسه

 یک هفته بعد از امتحان

 

......


واین داستان ادامه دارد




نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 آبان 1389 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

همیشه برام سوال بودکه چرااسم خیابان جردن,جردن نامگذاری شده تااینکه این ایمیل روگرفتم وبسیار افسوس خوردم که چه کسانی در تاریخ ما زحمت کشیده ن و ما اونها رو نمیشناسیم و ارزش کار اونهارو واقعانمیدونیم!

دکتر ساموئل مارتین جردن (به انگلیسی: Samuel M. Jordan) از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.

جردن در سال ۱۸۷۱ میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال ۱۸۹۵ میلادی از کالج لافایت درجه B.A (لیسانس) گرفت. در سال ۱۸۹۸ درجه استادی علوم الهی (ام.ا) از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال ۱۹۱۶ کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال ۱۹۳۵ میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون بدرجهٔ دکترای حقوق نائل شد.

دکتر جردن در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۸ خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ خورشیدی) با راه‌اندازی کلاس‌های باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ خورشیدی) اولین ساختمان شبانه‌روزی که در آن زمان، مک کورمیک‌ هال (Maccormick Hall) نامیده می‌شد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.

 به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد:

.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 آبان 1389 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

واین بار..

گروه آموزش و کلی شاهکارجدید!

دوستان غیربومی لطفاهرچه سریع تربیل و کلنگاتونو وردارین بیاین کلاس پنج شنبه دیگه شورشودرآوردن!

شعارما:صلح اول به ازجنگ آخر

 

 





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 شهریور 1389 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

بچه ها متشکریم!(از حمایت بی دریغ تعدادی از دوستان در کلاس انقلاب)

هیئت صفر شدگان کنفرانس های انقلاب(هم اکنون نیازمند یاری گرمتان هستیم)راستی ما بی شماریم





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

یکی بود یکی نبود.آسمون آبی..زمین سبز..دلا..؟؟نمی دونم والا مال خودتو ببین چه رنگیه دیگه!مثلا بنفش با خالای زرد!

زمین پر بود از طبلای بزرگ و کوچیک.از قدیم هر کی قشنگتر می زد  بزرگتر می شد و همه کوچیکا می خواستن بزرگ بشن و برا بزرگ شدن تلاش می کردن.

سالها...گذشت.زمین پر شده بود از طبلای بزرگ.ظاهرا همه بزرگ شده بودن و غرور سرتا پاشونو گرفته بود.ولی دیگه کسی قشنگ نمی زد!!کم کم که بزرگ شده بودن قشنگیم یادشون رفته بود!حتی معیارشون واسه بزرگ شدن تغییر کرده بود و اون صدای بلندتر بود نه آواز قشنگتر!!

زمین پر شده بود از طبلای بزرگ و تو خالی که فقط بلد بودن داد بزنن.یه مدت بعد دیگه کسی نمی تونست صدای دیگری رو بشنوه..!همه گوشها کر شده بود..ومتاسفانه اصلا از این موضوع خبر نداشتن.حواسشون نبود بزرگتر که شدن چقدر تو خالی شدن تا صدای بلندتری تولید کنن!!

.

.

.

اینا رو بی خیال زبان خوندی؟؟





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 3 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

لئوناردو داوینچی موقع كشیدن تابلو شام آخر دچار مشكل بزرگی شد.می بایست نیكی را به شكل عیسی و بدی را به شكل یهودا-یكی از یاران عیسی كه هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت كند-تصویر می كرد.كار رانیمه تمام رها كرد تا مدلهای آرمانی اش را پیدا كند.

روزی. در یكی از مراسم همسرایی تصویر كامل مسیح را در چهره ی یكی از آن جوانان همسرا یافت.جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت.

3سال گذشت.تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نكرده بود.كاردینال مسئول كلیسا كم كم به او فشار می آورد كه نقاشی دیواری را زودتر تمام كند.نقاش پس از روزها جست و جو جوان شكسته و ژنده پوش و مستی را در جوی آبی یافت.به زحمت از دستیارانش خواست او را تا كلیسا بیاورند.چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت.

گدا را كه درست نمی فهمید چه خبر است به كلیسا آوردند.دستیارانش سرپا نگهش داشتند و در همان وضع از خطوط بی تقوایی گناه و خودپرستی كه به خوبی بر آن چهره نقش بسته بود نسخه برداری كرد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 13 اسفند 1388 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

بالاخره  7خوان  امتحانات تموم شد...دلم واسه پست گذاشتن کلی تنگ شده بود و هدف از این پست صرفا رفع این دلتنگی بود..راستی این ترم دوره امتحانا واسم خیلی سخت گذشت و بدتر از اون حس fail شدنی بود که بلا استثنا بعد همه امتحانا داشتم و غم انگیزتر از همه کم کاری دوستان در همیاری سر جلسه بود!(ترم بعد اسم همشونو همین جا لیست می کنم تا رسوا شن خلاصه گفته باشم این یک هشدار است)

و آخر از همه امیدوارم همه از نمره ها راضی باشین! و اگه ناراضی هستین امیدوارم هر چه زودتر گره از مشکلتون برداشته شه(ایشالا به یاری اساتید  محترم و بخصوص محترمه)

تعطیلات خوش بگذره

 





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 بهمن 1388 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

تبریز و کلی گربه اضافی

تلفن و کلی حرف اضافی

بازار و کلی پول اضافی

دانشگاه و کلی مطلب اضافی

تهران و کلی امکانات اضافی

بیمارستان و کلی مریض اضافی

ازدواج و کلی خرج اضافی

خوابگاه و کلی دانشجوی اضافی

ارومیه و کلی keife اضافی

کشاورز و کلی سیب زمینی اضافی

پل شهید کلانتری و کلی تاخیر اضافی

راننده ی اتوبوس و کلی سبیل اضافی

جوانی و کلی انرژی اضافی!

زن و کلی محدودیت اضافی

خیابان و کلی ماشین اضافی

دریاچه ی ارومیه و کلی نمک اضافی

پرنده و کلی قفس اضافی

اتاق ماو کلی سر و صدای اضافی

هواپیما و کلی خطر اضافی

آدمها و کلی فاصله ی اضافی

اکبرالدوله و کلی اعتماد به نفس اضافی

خدا و کلی سوال اضافی

زندگی و کلی حرف اضافی

هندوانه و کلی قیمت اضافی

 یلدا و یک دقیقه اضافی..یلدا مبارک!





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 آذر 1388 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

هرکسی گمشده ای دارد..و خدا گمشده ای داشت

هر کسی دو تاست..و خدا یکی بود,و یکی چگونه می توانست باشد؟

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست..و خدا کسی که احساسش کند نداشت

عظمت همواره در جستجوی چشمی ست که آن را ببیند..

خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمد..

وزیبایی همواره تشنه دلی ست که به او عشق ورزد..

و قدرت نیازمند کسی ست که در برابرش رام گیرد..

و غرور در جستجوی غروری ست که آن را بشکند..

و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر اقتدار و مغرور.اما کسی نداشت

و خدا آفریدگاربود و چگونه می توانست نیافریند؟!

 

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 آذر 1388 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

* زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد

* شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش

* امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد

* کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد

* اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد

* هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم

* بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا

* باد می وزد میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است

* دوست داشتن بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است

* خوب گوش کردن را یاد بگیریم گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 3 آذر 1388 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

....

به زیر بارش رخدادهای ناهنجار

همیشه در دلم این باور..این یقین..که زمین-زمین گم شده در پرده

های دود و غبار-هنوز دوست داشتنی ست

هنوز بذر محبت به سینه کاشتنی ست

هنوز در دل خاموش دره های غریب

پرنده ای و درختی..گل و گیاهی هست

برای مردم آواره از مصایب جنگ

هنوز در بن غارها-شاید-پناهگاهی هست

برای غرق شدن در بهشت بی خبری(فعلا که تو جهنمش غرقیم)

هنوز راهی هست..

به روستاهایی در دوردست های جهان

به روی قله ی پر برف کوه های بلند

هنوز آب نیالوده ای توانی دید

هوای پاک نیازرده ای توانی دید

هنوز از لبخند نشانه هایی بر روی کودکان پیداست

چو روزگاران قدیم..سحرگهان آن جا..خروس می خواند

هنوز دهقان در پشت گاو می راند

هنوز عشق همان گونه در تک و پوست

هنوز قصه فرهاد وناز شیرین است

هنوز صحبت لیلا و عشق مجنون است

هنوز ده ز خبرهای تلخ بی خبر است... 

                                                                                     بخشی از شعرخبر- فریدون مشیری

بهشت بی خبری یا جهنم باخبری؟شما چی فک می کنید؟

 

 





نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 آبان 1388 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

1

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

بارون می باره و کارگران مشغول کارند!!

دلم هوای چایی کرده

وبوفه شلوغ..!

اگه بخوام برم تو باید 5-6 نفر رو پرس کنم یا شاید خودم پرس شدم!

راستی...اینجا شلوغ نیست... فقط کوچیکه...خیلی کوچیک

2

هوا همچنان بس ناجوانمردانه سرد است ..

بارون می باره و کارگران مشغول کارند!

11:30 است..

و من 12 کلاس دارم..و شکم خالی ست..

و سلف دور است..خیلی دور...همین!تقصیر هیچ کس هم نیست!!!!

3

هوا طبق معمول بس ناجوانمردانه سرد است و بارون می باره و کارگران مشغول کارند!

مردی با کت و شلوار آمده

ریش دارد.می گویند اهل کانون است..

به هر سو می رود..او نگاه می کند..سر تا پایت را!و از تو کارت می خواهد!!

معترض است!!به خاطر سارافونت!!و فرق سارافون با مانتو یک برش کوچک است..

 فضا کمی دلهره آور شده..

بعداز ظهر:همه در مورد او حرف می زنند..بسیاری ترسیده اند...باید مراقب بود!اینجا دانشگاه است و غیر ممکن غیر ممکن است..!

4

و هوا بس ناجوانمردانه سرد است..بارون می باره و کارگرا هنوز مشغولند..مشغول ساختن مسجد..آسفالت محوطه و...

وچه اهمیتی داره که تو مجبوری زمستون به اون سردی این همه راه رو تا سلف پیاده بری؟!وسط راهم که داری یخ می زنی چی میشه یه کارتی هم از کیفت دربیاری نشون بدی؟!

....ادامه دارد 

 

 

 





نوع مطلب : متفرقه، خودمون 120 نفر!، روزنوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 آبان 1388 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()

زندگی زیباست ای زیبا پسند     زنده اندیشان به زیبایی رسند

سلام

اول از همه از دوستان همکلاسی به خاطر راه اندازی این وبلاگ و همچنین همون حسن سلیقشون در انتخاب این جانبان تشکر می کنم...

و دوم از همه امیدوارم بتونم مطالب خوبی ارائه بدم البته با کمک شما

و آخر از همه اینکه من پسوند فامیلی ندارم

تا بعد...





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 آبان 1388 :: نویسنده : لادن پاشاپور
نظرات ()