تبلیغات
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87 - مطالب تلنگر
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر حسن زاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ورودی 87
مسئولیت مطالب وبلاگ به عهده ی خود نویسندگان می باشد




جامعه ایران در دهه اخیر با مشکلات متعدد زیس محیطی روبرو شده است. به نحوی که برخی صاحب نظران سخن از محو تمدن در سال های نه چندان دور در این سرزمین سخن به میان آورده اند. بی شک رواج گونه ی نادرستی از زندگی شهری نقشی مهم در این مخاطرات زیست محیطی داشته است. هر روز صبح که عازم محل کار هستید ، به جز تاکسی های زردرنگ به ندرت می توانید خودرویی پیدا کنید که حداقل دو سرنشین داشته باشد. این امر مسائل و مشکلات زیادی از بابت سلامتی به وجود می آورد که می توان به حوادث ترافیکی و آلاینده های محیطی اشاره کرد. افزون بر اینها، این استفاده بی محابا از خودرو شخصی می تواند موجب هدررفت منابع و هزینه های غیرضروری و جلوه های نازیبای شهری و عصبی شدن بیشتر شهروندان! منجر شود.

در این اوضاع و احوال انتظار می رود دانشگاه علوم علوم پزشکی به سبب این که متولی مستقیم سلامت شهروندان است، برنامه ریزی های لازم را جهت مدیریت این فرایند آسیب رسان داشته باشد. و رفتاری داشته باشد که الگوی سایرین در کاهش عوامل آسیب رسان سلامت باشد.

اما با کمال تعجب هر روز شاهد افتتاح یک پارکینگ جدید در مجموعه دانشگاه هستیم. گویی دانشگاه تلویحا اساتید و دانشجویان و کارمندان را به سوارشدن هرچه بیشتر خودرو شخصی دعوت می کند!

بهتر است به جای این اقدامات ، در آینده نزدیک شاهد افتتاح پارکینگ دوچرخه ها باشیم. تسهیلاتی برای استفاده کنندگان از دوچرخه در نظر گرفته شود و خود دانشگاه به عنوان سیاست تشویقی شرایط را برای تهیه ی دوچرخه مهیا کند یا دوچرخه های کرایه ای در اختیار اعضای خود قرار دهد.

اینجا می توانید اطلاعات جالبی در مورد دوچرخه سواری در هلند پیدا کنید که به سرزمین دوچرخه ها معروف شده است.

https://en.wikipedia.org/wiki/Cycling_in_the_Netherlands

این هم خبری در مورد #سه_شنبه_های_بدون_خودرو که پویشی است که هموطنانمان به راه انداخته اند.

http://www.tabnak.ir/fa/news/599784/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%DB%B1%DB%B2%DB%B4%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88


 





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها : #سه_شنبه_های_بدون_خودرو،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : پیمان فروغی
نظرات ()
21فوریه چه روزیست؟!
1.جمعه
2.روز مبارزه با استعمار انگلیس
3.ولنتاین
4.روز غزه

اون روز داشتم تو اینترنت واسه خودم اوقات فراغت پر میکردم که دیدم تو یه سایتی زده "21فوریه(2اسفند)روز جهانی زبان مادری"
رفتم تقویم رو نیگا کردم ولی چیزی ننوشته بود!سررسید رو گشتم ولی اونجام چیزی نبود!سررسید دوستم،تقویم دوستش و.. خلاصه هیچی..!
رفتم سراغ گوگولی.21 February بعدشenter..
یه سری سایت آورد اولیش wikipedia،زده بود international mother language day
رفتم تو سایتش.. نوشته بود:این روز از طرف UNESCOدر17نوامبر سال1999بعنوان روز جهانی زبان مادری انتخاب شد.
قضیه اش هم این بود که پاکستان 1947 که تازه از هند جدا شده بود،دولتش اقای محمدعلی جناح زبان اردو رو که زبان مردم غرب پاکستان بود بعنوان زبان رسمی اعلام کرد،مردم پاکستان شرقی(بنگلادش الان) که زبانشون بنگالی بود زیر بار نرفتند و  اعتراض کردند،دانشجوها دست به تظاهرات زدند و دولتم کم نیاورد و جوابشونو با گلوله داد!
این UNESCOهم بیکاره اومده واسه چه چیزایی روز جهانی گذاشته!تازه سال2008هم گذاشته بودن سال زبان ها!راستی این UNESCOهمون شرکت یونس خودمونه؟!!
حتما این سوال برا شما هم پیش اومده که چرا تو تقویم ما چیزی ننوشته!
برای اینکه تقویم، دفتر خاطرات شیرین نیست که کلاغ رد میشه توش نوشته شه!
تازه الان که دیگه عصر FBوG+و بمب اتم وپهباد و ایناست، صحبت از زبان مادری متحجرانه و عوامانه است!این بحثا مال کشورای عقب مونده ای مثل افغانستان،سوییس،عراق،هند،کانادا و.. ایناست!
اینم پوستر UNESCO برای 2012




نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 بهمن 1390 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()

همراه شو عزیز، همراه شو عزیز
تنها نمان به درد، کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا، درمان نمی شود

دشوار زندگی، هرگز برای ما
دشوار زندگی، هرگز برای ما
بی رزم مشترک، آسان نمی شود

تنها نمان به درد، همراه شو عزیز
همرا شو، همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد، کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا، درمان نمی شود

دشوار زندگی، هرگز برای ما
دشوار زندگی، هرگز برای ما
بی رزم مشترک، آسان نمی شود

-استاد مشکاتیان

دانلود آهنگ رزم مشترک با صدای استاد شجریان








نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : حمیدرضا موسوی
نظرات ()

شاید فیلم وال استریت ساخته اولیور استون با بازی معروف مایکل داگلاس را دیده باشید. این نسخه که میبینید در سال 1987 ساخته شده که اخیرا شماره 2 فیلم در سال 2010 پخش شد.

موضوع فیلم حول اتفاقاتی می چرخد که در بورس نیویورک و وال استریت رخ می دهد. در واقع زندگی در یک جامعه سرمایه گرایی را به خوبی نشان می دهد. این که چگونه یک شرکت را بدنام می کنند و سهامش را به قول معروف بزخری می کنند و بعد با قیمت بسیار بیشتر   می فروشند، به قیمت بیکار شدن هزاران نفر.

و به خوبی نشان می دهد آن چه که از آن با نام بورس یاد می کنیم قماری بیش نیست؛ صد البته وحشیانه تر و با بازی با زندگی توده ها.

«یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَآ إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَیَسْئَلُونَكَ مَاذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْأَیَتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ. بقره219

این که مردم در اروپا و امریکا به خیابان ها میریزند با شعار اشغال وال استریت به خاطر این است که چنین فیلم هایی دیده اند. تقابل یک درصد و نود و نه درصد را در این فیلم به خوبی میتوانید ببینید.

و بسی خوش خیالی است که فکر کنیم بورس تهران خیلی بهتر است! یعنی این بازی ها در آنجا جایی ندارد؟! مرکز رسمی قمار و فساد در مرکز حکومت دینی! مثل همان بانکداری اسلامی!

سیستمی که اساسش بر لیبرالیسم و انسان خدا انگاری است کجا می تواند سالم باشد و در حکومت دینی جا داشته باشد؟!

بامزه تر این که مجری خوشتیپ تلویزیون می آید و می گوید :"امروز باز هم شاخص بورس تهران در مقایسه با بورس های امریکایی و اروپایی رشد داشته و سقوط شاخص بازار بورس لندن..." !!!!!  انگار مثلا این ها بیشتر از بنیانگذاران بورس در دنیا با ساز و کار آن آشنا هستند! و آن تبلیغات بامزه تر سازمان بورس و اوراق بهادار! سیستمی که با آموزه های الهی در تعارض باشد محکوم به فناست و تهران و لندن ندارد.  باز هم داریم راهی میرویم که پایانش در ناکجاآباد است.

آن وقت قرار است پدری که به حکومت دینی اعتماد کرده برود در بورس سود کند و شب نانش را بیاورد سر سفره و بچه بزرگ کند.بعد بگوییم مشکلات اخلاقی فلان، مشکلات اجتماعی بهمان...

پی نوشت1: این یادداشت ها را با برچسب "انقلاب اسلامی" منتشر خواهم کرد.بعدا یکجا ببینید.

پی نوشت2: کسی میداند آدرس سازمان بورس کجاست؟! شاید خوشی زد زیر دلمان جنبش فتح بورس تهران راه انداختیم!





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها : انقلاب اسلامی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : پیمان فروغی
نظرات ()
1.سر افتضاحی که به بار آمد نظرات مختلفی از این سو و آن سو ارائه شد. مسئولان به مردم قول برخورد با متخلفان را دادند.گفتند کنترل ها را بیشتر میکنیم. و قول دادند این اتفاق دیگر تکرار نخواهد شد. چرا هیچ کس به اصل سیستم بانکی ظن نبرد؟! آیا مشکل سر سه و سیصد و سه هزار است؟! یا مشکلی بنیادی تر وجود دارد؟ ما انقلاب کردیم. آن هم از نوع اسلامی. چرا باید سیستم اقتصادیمان لیبرالی باشد؟ لیبرال یعنی بنیان کفر و الحاد. سیستمی که اساسش بر کفر و فسوق است چگونه اصلاح می شود؟ خانه از پای بست ویران است...
2.
ربا در همه ادیان ممنوع است.آقایان یهودی تبصره ای دارند و آن این که ربا دادن به یهودیان ممنوع است ولی به پیروان سایر ادیان رواست. این کار را از ونیز شروع کردند. همان طور که میدانید ونیز شهری روی آب است.تاجران ونیزی روی نیمکت هایی مینشستند و به مردم ربا می دادند.نام این نیمکت ها.......نام این نیمکت ها بانک بود!(نمایشنامه تاجر ونیزی) تدریجا که کارشان گرفت ساختمان هایی ساختند و نامش را بانک گذاشتند و به مردم ربا دادند. حالا میفهمید بانکداری اسلامی یعنی چه! یعنی ربای اسلامی! وَمَا آتَیْتُمْ مِنْ رِبًا لِیَرْبُوَ فِی أَمْوَالِ النَّاسِ فَلا یَرْبُو عِنْدَ اللَّهِ وَمَا آتَیْتُمْ مِنْ زَكَاةٍ تُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ (٣٩روم)
3.
   کسانی که خودشان سیستم را  در ینگه دنیا طراحی کرده اند اذعان دارند فروپاشی نظام اقتصادی در غرب به دلیل ربوی بودن آن است.کسانی که به هیچ چیز اعتقاد ندارند.این مسیری که داریم میرویم آخرش همین است که الان میبینیم.چرا عاقل کند کاری...
4.
قدیم الایام در این سرزمین زیباترین ساختمان ها مساجد بودند. همه خانه ها ساده و مسجد چون نگینی در وسط شهر. مردم برای همه کار به مسجد مراجعه می کردند. بیش از هزار سال شاهان در این سرزمین حکومت کردند و هیچ کدام جرات نداشتند کاخشان را بلندتر از مناره های مساجد بسازند. حالا بانک   ساخته ایم. بلندترین، شیک ترین و گرانبهاترین ساختمان های هر شهر. و مردم برای همه کار به بانک مراجعه می کنند.
5.
کمتر حکمی است در دین که به صراحت از آن به عنوان جنگ با خدا یاد شود. هرکس ذره ای به کتاب خدا ایمان داشته باشد ذره ای به چنین حکمی نزدیک نخواهد شد.

ادامه دارد...

3.





نوع مطلب : تلنگر، سیاسی، 
برچسب ها : انقلاب اسلامی،
لینک های مرتبط :


جمعه 14 بهمن 1390 :: نویسنده : پیمان فروغی
نظرات ()
سوم دی ماه 1390 : هر دلار معادل 14350 ریال و قیمت هر سکه تمام بهار آزادی 6080000 ریال
یک ماه بعد...
سوم بهمن ماه 1390 : هر دلار معادل 21000 ریال و قیمت هر سکه تمام بهار آزادی 10500000 ریال!

بدون شرح اضافی...هنوز هیچ مسئولی توضیحی در قبال این آشفته بازار اقتصاد کشور نداده , گرانی در تمام سطوح , بزودی اتفاقات فاجعه باری در اقتصاد روی میده.تمامی اجناس حداقل 25% افزایش قیمت داشته اند.دوستان عزیزی که من رو متهم به هر لقب میکردید و می گفتید من چشم به روی دست آورد های دولت خدمت گذار می بندم بیاین من رو روشن کنین دیگه! می دونین مملکت با این اوصاف به کجا می ره؟ خدا خودش کمکمون کنه.
دوستان شاید خندتون بگیره , ولی واقعا کشور رو به قحطی است...حقیقتی تلخ که حتی تئوریسین های اصول گرا مانند عسگراولادی هم به آن اشاره کرده اند...
با یک حساب ساده , فقط در مدت همین یک ماه گذشته , ارزشِ ثروت ودارایی تمام خانواده های ایرانی نصف شد...




نوع مطلب : تلنگر، خبر، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 بهمن 1390 :: نویسنده : حمیدرضا موسوی
نظرات ()
آخرین باری كه در كومور، انتخابات برگزار شده است، چه زمانی بود؟

چند روز قبل، عربستان لایحه‌ای در خصوص اتهام ایران در مورد ترور سفیر عربستان در واشنگتن، به سازمان ملل تقدیم كرد كه از ایران خواسته شده بود كه ضوابط بین‌المللی را به رسمیت بشناسد. از بین 150 كشور رای دهنده به قطعنامه در حدود دو هفته پیش از حمله به سفارت انگلستان در تهران، تنها 8 كشور به نفع ما رای دادند كه همگی از كشورهای مستبد و سركوب‌گرند. مثل كره شمالی، زیمباوه، كومور، گینه بیسائو و كوبا.
این حاصل تفكری است كه حمله به سفارت انگلستان را تجویز و تایید می‌كند.

من تردیدی ندارم كه اگر در كومور هم انتخابات آزاد برگزار میشد، قطعا آن حكومت نیز علیه ما رای می‌داد...

بر اساس چه منطقی، دشمنی با غرب و آمریکا اثبات حقانیت یک نظام یا اندیشه سیاسی است؟ آیا برزیل، آرژانتین، هند، ترکیه، شیلی، آفریقای جنوبی و دهها کشور و نظام مستقل و مردمی دیگر که در دنیا وجود دارند نوکر و سرسپرده و مزدور آمریکا هستند؟
گویا حتماً باید بخش‌هایی از کشور با خاک یکسان شود، حتماً باید ما با آمریکا، اسرائیل و ناتو درگیر شویم تا اثبات شود که ما ضد آمریکایی هستیم، ما در سبیل حق، آزادگی و عدالت هستیم...

(مناظره دکتر زیباکلام و دکتر علوی با موضوع انگلیس در كفه ترازو
آذر 1390 - دانشگاه فردوسی مشهد)





نوع مطلب : سیاسی، تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 دی 1390 :: نویسنده : حمیدرضا موسوی
نظرات ()

شمری که در اوج  وقاحت چنان جنایتی را مرتکب شد ، از فرماندهان شجاع و نامدار کوفه بود که در جنگ صفین پا به پای علی (ع) با دشمنان جنگید و زخمی شد. کسی که در آن شرایط تا نزدیکی مرز شهادت پیش میرود چطور ممکن است که چندی بعد در مقابل حسین(ع) بایستد و ... ؟!

باز هم باید قرآن خاک خورده درون طاقچه را باز کرد و ورقی زد. آری فریاد تقوا در جای جای قرآن شنیده میشود اما افسوس ...

فرقان از نامهای دیگر قرآن کریم  و در واقع نوری از جانب الله است که بر فؤاد( که دل نامندش) انسان بیدار تابیده میشود و قدرت تشخیص و تمایز حق و باطل را به او میدهد.

درست است ، صرف خواندن قرآن (حتی با چهارده روایت) کمکی به کسب فرقان نمیکند و یک راه بیش نیست و آن هم تدبر در قرآن است که در سایه تقوا صورت میگیرد. 

شمر اگر تقوا داشت ، اگر بصیرت داشت ، اگر فرقان داشت آیا باز هم چنان میشد؟!

 

 

 





نوع مطلب : تلنگر، ادبی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 آذر 1390 :: نویسنده : سید حسام فتاحی
نظرات ()

کوفیان با خواهش و تمنا ، با دعوت و اکرام امامشان را فرامی خوانند و در انتظار آمدنش بی تابند. پس چه می شود که در صحرای کربلا همان کوفیان به جنگ با امامشان بر می خیزند؟                                                                                                                         و چه می شود که تمام دنیا علیه حسین می شود ولی 72 تن یار باوفا حتی ذره ای در راه و عشق و اعتقادشان تردید نمی کنند؟                                                                                                                                                             کوفی کیست؟ یک انسان بی فکر؟ یک انسان بی ریشه و بی ثبات؟ حزب باد؟                                                                                                                           مگر مشتاق و تب دار آمدن حسین نبود؟ پس چیست که او را قاتل امامش می سازد؟ فتنه دشمن و حیله مکارانه او و یا...؟ ایراد کار کجاست؟آنچه که یار امام را ، آنچه که 72 تن عاشق مخلص را از کوفیان نگون بخت جدا می سازد چیست؟                                                                                                                                                                 چه تفاوت عظیمی باید باشد میان این دو! که ان دیگری فکر و سوگند و خواسته دیروزش از زمین تا آسمان با امروز فرق دارد ولی این یکی را هرچه تطمیع می کنند، هرچه سخن می رانند و هرچه تلاش می کنند از عقیده راسخ خویش قدمی عقب نمینشیند.                                                                                                                              در مکتب حسین  و عاشقانش به جز احیای دین به دنبال چه باید بود؟

به گمانم کمی باید ترسید.از ادعای خویشتن ،از عمق باور و از معنای ایمان خویش باید ترسید.                                                                                                                   بهای اعتقاد و باور ما چه قدر است؟ به اندازه قدرت یک نسیم ملایم و یا قوی تر از طوفان؟ چه قدر فاصله است میان ما و کوفیان؟ چه قدر نزدیکیم به عاشقان عارف؟                                                                                                                             گاه باید فکر کرد!باید در سکوت نشست و به درون خود نگریست! اگر فکر و تدبیر و عقل را در ایمان نیاوریم می شویم پوسته ای تهی از مغز! بی ارزش و ظاهربین! و کارمان می شود تکفیر هرآنچه و هرآنکس که پوسته ظاهری مثال خود را در او نبینیم!کارمان می شود سطحی بودن و سطحی ماندن و به ضربه ای حقیر نابود می شود این ایمان بی پایه!  نابود می شویم و نابود گر البته! می شویم مثال کوفیان!

آنگاه دور نخواهد بود از ما قرآن بر سر نیزه کردن! دور نخواهد بود فریب عمروعاصان را خوردن!

قصه کربلا قصه آب و عطش نیست! قصه ، قصه ی عقل است و تدبیر! قصه ی فهم است و باور! قصه ی ایمان عارفانه!

کربلا منتظر است و عاشورایی دیگر در پیش! جانمان را به صیقل تدبر و فهم ،روشن کنیم تا مثال کوفیان ، احمقانه در مقابل حسین زمانمان، مهدی موعود (عج) نایستیم!





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 آذر 1390 :: نویسنده : مهسا شریفی نمین
نظرات ()

در ماه محرم , اگر زنجیر می زنیم! لااقل زنجیری هم از پایِ آزاد مردان و آزاد زنان باز کنیم...
 اگر سینه می زنیم! سینه یِ دردمندی را هم از غم و آه پاک کنیم...
اگر اشکی می ریزیم! اشکی هم از چهره یِ مظلومی پاک کنیم...
 آنوقت است که با افتخار می توانیم بگوییم:
"پیرو سالارِ آزادگانِ جهانیم"


(پیشاپیش 16 آذر , روز دانشجو , مبارک)





نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 آذر 1390 :: نویسنده : حمیدرضا موسوی
نظرات ()
السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک


چه بنویسم؟! چه طور بنویسم؟! چگونه ناله ناسوتیان و ملکوتیان را در لحظه شهادتت  به رشته تحریر در آورم؟ مگر عظمت تو در اندک فهم و عقل من میگنجد؟

خدا میداند آن روز که صد و بیست و چهار هزار پیامبر و اهل بیت به نظاره ایثار ها ، جان فشانی ها و فنا شدن ها ایستادند و ضجه زدند ، چه بر سر جمادات و نباتات و حیوانات آمده است؟!!!

این ها به کنار ؛ حال مادرت فاطمه را چگونه بیان کنم؟! با شیون زینب و مریم و آسیه چه کار کنم؟!

از این ها هم که بگذریم ، درد اشتیاق انس و جن را برای زیارت جمال نورانیت چگونه شرح دهم؟!

از مظلومیت و غربت خود و احکامت جه بگویم؟! بیش از هزار و چهار صد سال است که سپری شده و هنوز اشک چشم مظلومان و عاشقان ولایتت نتوانسته اند زخم های بدن پاکت را التیام بخشند ؛ زخم هایی که عمیق تر از زخم تیر و شمشیر آن ناجوانمردانند ؛ زخم هایی که به خاطر نادانی ، ناسپاسی و غفلت مردم همچنان باقیند و معلوم نیست که معرفتمان به آن اندازه خواهد رسید که مرهمی بر زخم هایت باشند یا نه؟؟!

یا مولی ، تو قربانی مردمانی شدی که دنیا چشمشان را گرفته ، روحشان را تیره ساخته و قلبشان را چون سنگ ، سخت کرده بود ؛ کم خردانی که فکر مرگ سخت آزارشان میداد و ضعیفانی که جز قدرت و مقام این دنیا ، چیز دیگری نمیدیدند.

بی جهت نیست که گفته اند میزان تحول روحی ناشی از شنیدن نام مبارکت محک ایمان است و گریه بر تو و مصائبت از نماز شب افضل!

نمیدانم از فخر پدرت علی و مادرت فاطمه بنویسم که فرزند رشیدی چون تو داشتند یا از مقام بلند عباس و زینب بگویم که برادر بی نظیری چون تو در کنارشان بود ؟! از بخت نیک فرزندت بگویم که نشکفته پرپرش کردند یا از حال خوش همرزمانت بنویسم که پیشوا و مبارز دلیری چون تو طلایه دار سپاهشان بود؟! شرمم میشود که بگویم چه بر سر علی اکبر آوردند.

این ها را نمیدانم ولی فقط این را میدانم که باید از بیچارگی و جهل خود بنالم که جدی به عظمت تو دارم در حالی که از تو و خدایت غافلم.

همچنان در آرزوی پیوند گذشته سرخ با آینده سبزمان هستیم.

                      
               یادم ز وفای اشجع الناس آید
                                                                وز چشم ترم سوده الماس آید
                         
                  آید به جهان اگر حسین دگری 
                                                                هیهات برادری چو عباس آید



 
 




نوع مطلب : تلنگر، ادبی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 آذر 1390 :: نویسنده : سید حسام فتاحی
نظرات ()


باز این چه شورش است که در خلق عالم است       باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین                 بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو                            کار جهان و خلق جهان جمله درهم است


گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب                             کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست                        این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست                       سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند                       گویا عزای اشرف اولاد آدماست


خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین                   پرورده ی کنار رسول خدا، حسین.......







نوع مطلب : تلنگر، ادبی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 آذر 1390 :: نویسنده : پیمان فروغی
نظرات ()
یه ماه رمضون دیگه ام تموم شد!
هی روز میره شب میاد!تابستون میره پاییز میشه!این سال تموم میشه و سال دیگه میرسه!
بعضیا میگن این زمان نیست که میگذره، ماییم که داریم حرکت میکنیم!
اما ببینیم آیا هیچ ردی از خودمون جا گذاشتیم؟!هیچ تاثیری روی محیط اطرافمون داشتیم؟!
هر روز اتفاقای زیادی دور و بر ما میافته!یه لحظه بشینیم و با خودمون فکر کنیم که سهم ما تو این همه اتفاق چیه؟
ما کجای دنیا وایسادیم؟
به قول سهراب: ما میرویم و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت؟
نمی دونم اینو شنیدین یا نه!قدیمیا وقتی از کوهی بالا می رفتن یا مسافر راه دوری بودن هر از گاهی توقف می کردن و چند تا سنگ روی هم میذاشتن!
ببینیم آیا ما هم تو راهی که می اومدیم به خودمون زحمت دادیم که لااقل چند تا سنگ روی هم بذاریم؟!
اگه مثل من پشت سرتون رو نگاه کردین و چیزی ندیدین اونوقت دیگه نباید وقتی کسی تولدتونو یا عید رو بهتون تبریک بگه خوشحال باشین!چون میدونین که تو این یه سالی که گذشت کاری نکردین که بشه بهتون تبریک گفت!
از همین یکی دو هفته پیش تا الان چقدر اتفاقا افتاد!
خبر قحط سالی تو سومالی
فاجعه خشک شدن دریاچه ارومیه و ...
آیا کاری کردیم؟!
لازم نیست کار شاقی بکنیم!کاری که از دستمون برمیاد! یا لااقل وجدانمون رو آروم میکنه!!
اگه همه اتفاقای دنیا بدون ما هم می افته پس بود و نبود ما چه فرقی داره؟!!





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()

حتما خبرش رو شنیدین که مجلس طرح دوفوریتی انتقال آّب برای نجات دریاچه ارومیه رو رد کرد!

مخالفین میگن که اختصاص بودجه کلان برای حل مشکل یک منطقه از کشور خلاف عدالته!!

یکی نیست بگه مگه این دریاچه ثروت ملی نیست؟!مگه جز زیست بوم کشور به حساب نمیاد؟!دریاچه ای که دومین دریاچه شور جهان به حساب میاد.

وقتی که زنگ خطر این فاجعه زیست محیطی سال 76،77 به صدا در اومد هیچکس اعتناعی نکرد!هی سد پشت سد زدن هی چاه پشت چاه کندن تا دیگه تقریبا آبی برای تغذیه دریاچه نموند!

این اواخر هم که اون پل رو بعنوان تیر خلاصی بر پیکر نیمه جان دریاچه، ساختن!

طی این دو سه سالی که مسئله خیلی جدی شد، مسئولین محترم جز برگزاری چند جلسه و سمینار که غیر از چند صد میلیون هزینه نتیجه ای نداشته، کاری نکردن!البته یکی دوبار باردار کردن ابرها توی امسال رو هم که بعضا اون رو جز نمایشی بیش نمیدونن اضافه کنین!

توی چند سال آب دریاچه به کمترین حد خودش توی صدسال اخیر رسید!طوریکه 60درصد آبش رو از دست داد!

دریاچه ای که طی هزاران سال از تاثیرگذارترین اجزا محیط زیست منطقه بود!

که البته بلایی که سرش آوردیم دامن خودمون رو خواهد گرفت!

لازمه که بدونین الان هم بعضی زمین های کشاورزی از بین رفته!

بیشتر اکوسیستم این دریاچه بدلیل از بین رفتن ارتیمیا (بعلت شوری بیش از حد) در حال نابودیه!(ارتیمیا جز غذاهای اصلی فلامینگوهای این منطقه به شمار میره)

لازم به ذکره که ایران که جز بزرگترین صادر کنندگان این سخت پوست کوچک بود الان داره اون رو از چین وارد میکنه!( ارتمیا به عنوان یکی از غذاهای زنده صنعت آبزی پروری محسوب می شه که در پرورش لارو انواع ماهیان خاویاری، دریایی و تکثیر انواع میگوها، ماهیان سردابی، زینتی و گرمابی مورد استفاده قرار می گیره و علاوه بر اون می تونه در بحثهای مربوط به بیوتکنولوژی استفاده بشه.)

کارشناسان از خشک شدن دریاچه ارومیه به بمب نمکی 8میلیارد تنی تعبیر کردن و گفتن علاوه بر اینکه زمین های کشاورزی به شوره زار تبدیل خواهند شد، از این به بعد علاوه بر گرد و غبار باید منتظر بادهای نمکی،باران نمکی و سونامی! نمک هم باشیم!

همچنین معتقدند که این شوره زارها منشا بیماری های بسیاری خواهد شد!

در یک کلام تقریبا تمامی این مناطق خالی از سکنه خواهد شد!

والبته این بلایا دامن خیلی از شهرها و استان های دور رو هم خواهد گرفت!

حالا با این اوضاع و احوال نماینده غیر محترم مجلس برگشته گفته: به جای تخصیص بودجه برای این طرح پول آن را به کشاورزان بدهید تا از آنجا بروند و کار دیگری بکنند!!(دیگه خودتون قضاوت کنین!)





نوع مطلب : تلنگر، خبر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 مرداد 1390 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()
حتما همه اون روز رو بیاد دارین!
همون روزی رو که خواستیم بگیم با همیم!
آره روز درختکاری رو میگم،همون روزی که خواستیم پیش همه وانمود کنیم چقدر اتحاد داریم!
ولی حتی تو همون روز هم نتونستیم لااقل واسه یکی دو ساعت اینطور نشون بدیم!
حالا بماند که چی شد و کی چیکار کرد..
ولی بعد از اون روز حالی از درختمون پرسیدیم؟ بهش آب دادیم؟ هرسش کردیم؟...
نشه روزی بیاد که ببینیم جز یه ساقه خشکیده چیزی ازش نمونده!
یه سری به نماد همبستگی 85یا بزنین،اگه وقتشو ندارین عکسشو گذاشتم!


نکنه سر همبستگی ما هم این بلا بیاد!!!





نوع مطلب : خودمون 120 نفر!، تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 14 مرداد 1390 :: نویسنده : هوشنگ شمسی سیسی
نظرات ()
شرمم باد ای حسین! مرا شرم باد که تو را تنها گذاشتم،در دشت کربلا،در زندان،در تنهایی هایت، در شکنجه گاه، پای چوب اعدام... شرم باد مرا، که از چهارده قرن پیش،نه،از پیشتراز آن ،تا به امروز ,تو را هر لحظه و هر زمان تنها گذاشتم،مبادا آرامش پستم به هم بخورد... به آن خداوندی که تو نزدیکشی و من خود "حجاب میانه " شدم بگو،باران آگاهی بر دل جاهلم بباراند ،تا برای گریستن به حال بی شهامتی و ره باطل پیمودن خود،منتظر دهم محرم نباشم.یا آنکه اگر طلبم کردی، آنچه را حق مسکین در سفره ام است خرج سفر به خارج از وطنم نکنم؛ مگر نه آنکه "کل ارض" کربلاست؟! مگر تهران و تبریز و ... هم جز آن "کل ارض" نیستند؟! مگر نه آنکه تو،خود،مظهر حق و حقیقتی؟ پس نه آنکه من با هر دروغ،با هر ریا، با هر  پایمال کردن حق،با هر گردن نهادن بر حرف زور،با هراعتراض نکردن به زورگو  به تو خیانت کرده ام؟! وای بر من...
شرمم باد از این بی غیرتی هر روزم،ای حسین مظلوم،حسین جانم،حسینا!




نوع مطلب : تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 2 مرداد 1390 :: نویسنده : پریزاد ورقایی
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2